کارگاه چگونه فرصت ها و نقاط قوت کسب وکار خود را بشناسیم
صفحه نخستدرباره علیرضا جعفری

درباره علیرضا جعفری

به نام خالق خلیج همیشه فارس

 

در پانزدهم آذرماه  سال هزار و سیصد و شصت و چهار ، در یک خانواده پر جمعیت  به دنیا آمد.

محل تولد استان هرمزگان ، شهر بندرعباس ، محله ای به نام سیم بالا.

کوچک ترین عضو خانواده بود.

در اون زمان رسم بود ، به دلیل اینکه بچه‌هایی که در نیمه دوم به دنیا می آیند، یکسال زودتر به مدرسه بروند، سال تولد ثبت شده در شناسنامه ها را تغییر می دادند.

برای او، و خیلی از بچه های آن دهه، یکی از بهترین اتفاقات زندگی ،  متولد شدن در خانواده‌های پرجمعیت بوده. دلیلش هم خیلی ساده است.  اختلاف سنی بین براداران و خواهران بزرگ‌تر، برای او فرصتی فراهم می کنه تا به راحتی بتونه دست به انتخاب بزنه و مسیر زندگی خودش رو  با حمایت و استفاده از تجربه ی بزرگ ترها، به دست بیاره.

 

علیرضا جعفری

متولد استان هرمزگان

شهر بندرعباس

تاریخ تولد ۱۵/۰۶/۱۳۶۴

 

من علیرضا جعفری دوران تحصیلی دبستان خود را در همان مدرسه محله که مزین به نام شهید ناصر گرجی زاده بود را گذراندم که این چند سال دوران دبستان پر از اتفاقات و رخدادهایی گوناگونی بود که هیچ‌وقت موفق نشدم که به‌طور کامل برای خودم بازسازی کنم که بتونم حداقل خاطراتم را برای خودم زنده نگه‌دارم.

بزرگ‌ترین اتفاقات آن دوران عروج ملکوتی پدر بزرگوارم یوسف جعفری بود که من در سن ۸ سالگی این اتفاق برایم افتاد که خداوند را شاکرم که در یک خانواده پرجمعیت بزرگ شدم و این توفیق را داشتم که برادر بزرگ‌ترم نقش پدر واقعی را برای من داشتند و در این سال‌های گذر ثانیه‌های عمرم هنوز موفق نشدم که ذره‌ای از بزرگی‌های ایشان را جبران کنم.

و رخداد بزرگ دیگر زندگی من در آن سال‌ها توفیق زندگی کردن با فردی بود که سرشار از روحیه‌ای و دانشی بود که من علیرضا جعفری بازهم هیچ‌وقت نفهمیدم که در کنار چه فرد ارزشمندی به نام هادی جعفری زندگی می‌کردم.  هادی برادر بزرگ‌تر من بود که اختلاف سنی من با ایشان ۲ سال بود.

 

دوران تحصیلی راهنمایی

دوران تحصیلی دبستان که تمام شد برای ادامه مسیر تحصیل به مدرسه راهنمایی دانشگاه رفتم که تبدیل شد به دوران تحصیلی که پر از خاطرات شیرین بود .شور و هیجان زیاد و اینکه اجازه بیشتری برای رفتن به باشگاه و  فوتبال را داشیم .

دوران تحصیلی راهنمایی رو بیشتر به همراه خانواده خواهرم گذراندم که این هم یکی دیگر از محاسن متولد شدن در خانواده پرجمعیت بود . خواهر بزرگ‌تر من فاطمه ،که من نمیتونم ایشون را از جایگاه مادری برای خودم جایگاه دیگری را تصور کنم .

 

دوران تحصیلی دبیرستان

دوران تحصیلی دبیرستان و گذراندن سال اول تحصیلی در مدرسه دبیرستان ویژه فرهنگیان و ورود به سال دوم و زمان انتخاب رشته تحصیلی فرا رسید.

واقعیت این امر را خودم هم نمی دانم و به هردلیلی  هیج فردی در خانواده نبود که پیشنهادی جز ادامه تحصیل در رشته ریاضی و فیزیک را به من بدهد. و من علیرضا جعفری از تمامی اعضا خانواده صمیمانه تشکر می کنم که در زمان مناسب من  را همراهی نمودند چون در حال حاضر هر چقدر فکر می کنم که آیا بهتر نبود که رشته دیگری را برای ادامه تحصیل انتخاب می کردم ، هیچ نتیجه گیری فارغ از این که بهترین  انتخاب را برای خودم گرفتم نمی رسم.

و در نهایت  گذراندن دوران تحصیلی مقطع دیپلم و سال تحصیلی پیش دانشگاهی و آماده شدن برای ورود به دانشگاه .

 

نگرش جدید در دنیای من

بنا به موقعیت جغرافیای که برای محل زندگی مون داشتیم ،و اون زندگی در کنار دریای خلیج فارس بود ،آشنایی زیادی به دریا و انواع کشتی ها و قایق ها داشتم  و اینکه آرزوی من در آن زمان این بود شغلی را داشته  باشم که به همراه اون بتونم سفرهای دریایی زیادی را داشته باشم.

باید تصمیم می گرفتم که به دانشگاه بروم و یا آماده بشوم برای اعزام به دوران مقدم سربازی ،که در همان زمان نیروی دریایی  ارتش جمهوری اسلامی ایران  آگهی استخدام برای واحد ناوبری رامنتشر کردند.

من هم که بر اساس علایقی که داشتم  علاقمند شدم که برای استخدام اعلام آمادگی کنم و برای شرکت در آزمون ثبت نام کردم.

زمان امتحان فرا رسید و تقریبا هزار نفر برای شرکت در آزمون حضور داشتند .

نتایج امتحان که اعلام شد تقریبا در این مرحله دویست نفری را پذیرفتند  و دوباره مراحل بعدی آزمون و همین طور کاهش و ریزش شرکت کنندگان تا این که گروهی از ما را برای ادامه مسیر جذب وشرکت در آزمون به تهران معرفی کردند.

شروع اولین سفرهای دوران زندگی بصورت انفرادی

ادامه مسیر امتحانات می رفتیم تهران و دوباره تکرار همون مسیر قبل.

بعداز گذراندن چندین دوره آزمون ، تعدادی از ما را پذیرفتند و برگه ای برای معرفی خودمون به محل آموزش راهی شهرهای مون کردند.

در آن زمان فکر می کردم مسیر انتخاب شغلی  و آینده خود م را مشخص کردم و با کلی خوشحالی و ذوق فروان راهی منزل شدم .

بعد از گذشت چند روز بنا به دلایل نامعلوم احساس کردم که مادرم نسبت به انتخاب این شغل رضایت ندارد و من هم تنها  صرفا در آن زمان به همین دلیل از این انتخاب گذشتم و منصرف شدم که به دوره آموزشی بروم و شروع به مراحل انصراف و نامه نگاری های مختلف تا اینکه سرانجام این کار  هم پایان  پذیرفت.

 

شروع فعالیت دیگر و تصمیماتی که زندگی اقتصادی من شکل گرفت.

مانند همه افرادی که در سن من  بودند، به دنبال ایجاد  اشتغال و فضایی برای کسب درآمد بودم .در آن سال ها برادرم حسین، شرکت خصوصی را با موضوع فعالیت حمل و نقل تاسیس کرده بود که دوسال از تاسیس اون می گذشت .

طبیعی  بود که من هم از ایشان درخواست کردم من رو در مجموعه خودش بپذیره تا شروع به کار  کنم و منبع در آمدی داشته باشم.

روزها با شروع کارسپری شد و من هم دیگه الان به هدفم رسیده بودم و مشغول به کار شده بودم و درآمدی را داشتم.

شرایط به گونه ای داشت سپری می شد که من انتظارش رو هم نداشتم و در آمد ماهیانه من به میزانی رسیده بود که تا  ۲ ماه قبل از اون حتی فکرش رو هم نمی کردم که چنین مبلغ در آمدی داشته باشم.

سال های متوالی گذشت و زمان اعزام به سربازی رسید و شروع دوران مقدس سربازی و گذشت ۲ سال از سالهای زندگی که همیشه به اشتباه فکر می کردم این زمان را  از دست دادم و می توانستم دراین مدت درآمد خوبی را داشته  باشم که با وجود این قضیه این فرصت ها رو از  دست دادم .

بازگشت از سربازی و شروع کار به صورت جدی و با ساخت یک چشم انداز برای ۱۰ سال آینده که باید در کجا و در چه شرایط اقتصادی باشم.

 

۱۰ سالی که همراه  بود در مسیر کسب و کار من با شرایط دشوار و پر از پیچ و خم و اینکه دراین مسیر کسب تجربه کردم تا جایی که مدتی از زمان مدیریت شرکت برادرم را به عهده گرفتم و بعد ازبه همراه ادامه تحصیل و دریافت مدرک مهندسی در رشته عمران شرکت خودم را تاسیس کردم.

دنیای عجیبی را مشاهده می کردم که چرا سازمانهای مختلف یک جوان را برای مذاکره به راحتی نپذیرفتند و اینکه من برای رهایی از این نوع اندیشه ها چه راه حل هایی را که امتحان نمی کردم.

اگر بگم که من درست در همان میزان سال یا ۲ سال کمتر از میزانی که برای چشم اندازم مشخص کردم، به هدفم رسیدم ،بزرگنمایی نکردم و اون چشم انداز من هم تاسیس شرکت خودم با داشتن معیارهای مناسب برای فعالیت اقتصادی بود که توانستم به آن دسترسی پیدا کنم .

یک مسئله ای که برای من وجود داشت این بود که افراد زیادی از من سوالاتی  در مورد راه اندازی و یا شیوه های مدیریت کسب و کار می پرسیدند و من هم مشتاقانه علاقمند بودم که بصورت کاملا تخصصی به این موضوع بپردازم و تمام کاری را که می توانستم در مسیر خدمت کردن به این عزیزان انجام می دادم.

همان طور که در کتاب فرمول پی هم ذکر کردم ؛ بعد از گذشت زمان و اتمام دوران تحصیلی خیلی از افراد، احساس می‌کنند باید برای تأمین نیازهای خودشون به یک استقلال مالی برسند. این اولین مرحله است تا به فکر ایجاد یک کسب‌وکار برای خودشون باشندو بتوانند نیازهای خود را برطرف کنند.

تعریف‌ها و نگاه‌های متفاوتی از کسب و کار وجود دارد، هر کسی که به طریقی ارائه خدمت می‌کند و در ازای آن مزدی را دریافت می‌کند یک کسب و کاری برای خودایجاد کرده است.

داستان ایجاد یک کسب وکار از دیرباز وجود داشته است، به گذشته که نگاه کنید متوجه خواهید شد، نیاکان ما هم برای تأمین نیازهای روزمره خود مجبور به فعالیت‌هایی بودند که درآن نیاز به جابجایی محصولات خود با یکدیگر (مبادله کالا به کالا) بودند. پس آنها هم به عنوان مشتری، چیزی را پرداخته‌اند و یا به عنوان صاحبان کسب و کار چیزی را دریافت کرده‌اند.

اما اکنون  نیازهای های ما متفاوت شده‌اند و درک و برداشت بیشتر افراد جامعه از کسب وکار، داشتن یک اتاق و میز و صندلی در یک سازمان و یا شرکت و داشتن کلی ارباب رجوع است.

و این داستان دقیقاً همان فرایندی است که خانواده‌ها و به همراه آن سیستم آموزشی ما در وجود دانش آموزان و دانشجویان ما ایجاد کرده است.

ایجاد یک شکاف و فاصله بزرگ از فضای کارآفرینی و ایجاد باور کارآفرین بودن در تفکر و اندیشه جوانان، رویکرد گذشته این سیستم علیرغم میل باطنی‌اش بوده است.

 

تصمیمات فردی و ساخت چشم انداز مجموعه و وب سایت کسب و کار شما

 

مدت زمان متوالی را به  عنوان فردی که مدرس و مشاور در زمینه راه اندازی و مدیریت بهبود کسب و کار هست فعالیت می کردم.

برگزاری کلاس ها و مشاوره ها داشت زمان زیادی را از من می گرفت و من علاقمند بودم که با افراد بیشتری در زمینه راه اندازی کسب وکار و یا اینکه بهبود شرایط کسب و کار ها گفتمان داشته باشم و به فکر راه اندازی وب سایتی افتادم که بتوانم در اون مسیر ها و یا شیوه های مدیریت را با افرادی بیشتری به مشارکت بگذارم.و تجربیات این چند ساله را در خدمت علاقمندان قرار بدم.

در وبسایت کسب وکار شما رسالتی را برای خودم انتخاب کردم که بتوانم در مسیر این که جوانان ما بعد از اتمام دوران تحصیلی خود دچار سردرگمی و در حال انتظار ورود به سازمان هایی برای جذب کارباشند بتوانند به شیوه درست برای خود اشتغال زایی کنند و با یک شیوه بهتر بتوانند آن را مدیریت کنند تا بتوانند کسب وکار پایداری را برای خود ایجاد کنند.

برداشت من از دنیای کسب وکار امروزی برای جوانان همانطور که در کتاب فرمول پی هم گفتم اینه که اونها انتظاردارند بعد از پایان دوران تحصیلی شرایطی برایشون آماده بشه که برند پشت میزی بنشینند و ارباب رجوعی داشته باشند و از طرف کارفرما هم شرایط رفاهی را برای خودشون دریافت کنند.

البته ناگفته نماند که انتظاری هم جز این نیست ،زیرا که ما سالیان متوالی تقریبا کل دوران تحصیلی دانش آموزی فرد که تسلط کافی را بر نحوه آموزش آنها داشته ایم چه بواسطه خانواده و چه بواسطه نظام آموزشی کشور نگرش کارمند بودن را در افکار آنها ایجاد کردیم که امید وارم روزی این نگرش آموزشی که به معنای واقعی  هیچ وقت بر استعداد و یا دانش فرد برنامه ریزی نکرده تغییری ایجاد شود و ما هم به موازات و یا بالاتر از کشورهای توسعه یافته در مسیر ایجاد اشتغال مبتنی بر تولید حرکت کنیم.

پیشنهاد من؛

پیشنهاد من، برای جوانان که تازه فارغ التحصیل شده اند وقصد راه اندازی کسب وکاری را برای خودشان دارند این است که به مهارت ها و استعداد ها وعلایق خود اعتماد کنند و بر مبنای آن شروع به راه اندازی کسب وکار کنند نه اینکه صرفا بر مبنای دانشی که در دانشگاه و یا دوران تحصیلی آن را آموختند و هیچ علاقه ای به او ندارند

برای ر اه اندازی کسب و کار ما باید یکی از  شرایط حداقلی زیر  را برای خودمان ایجاد کنیم که ما سعی می کنیم بصورت کاملا صادقانه تمام تلاشمون رو بکنیم که در وبسایت کسب و کار شما این مراحل را مرتبا با شیوه های متفاوت تکرار کنیم تا توانسته باشیم به نوبه خودمان برای انجام رسالتی که به عهده داریم  این اندیشه بصورت کامل بر فرهنگ افکار جوانان ما نقش ببندد.

 

  • داشتن یک فکر جدید: به چیز جدیدی فکر کرده‌ایم که با اجرای آن می‌توانیم شرایط زندگی بهتر را برای مردم ایجاد کنیم.

یکی از آسان ترین و ساده ترین کارها برای ایجاد یک کسب و کار جدید ،ساختن و یا آغاز کردن و راه اندازی کردن  چیزی است که شما به عنوان یک فکر جدید در نظر دارید و برای مصرف مورد نیاز خودتان است و شما به آن احتیاج دارید.این کار به شما این اجازه را می دهد که شما هر آنچه که به آن تسلط دارید را طراحی و تولید کنیدو شما به راحتی چون بر آن تسلط دارید در خواهید یافت که آیا این کار مفید خواهد بود و یا خیر.

  • علم جدید :  به‌نوعی علم جدید و فنّاوری و دانشی دست‌یافته‌اید و می‌خواهید روی آن سرمایه‌گذاری کنید یا درواقع می‌خواهید آن را به‌گونه‌ای پی ببرید به اجرا در آوریدکه اثر مثبتی بر جامه داشته باشد.
  • هیجان و علاقه داشتن: هیجان خاصی دارید و آماده‌اید تا مهارت‌های شخصی خود را به‌صورت همه‌جانبه ارتقا دهید. و پله‌های ترقی را به بالا بروید

 

این  هم یک روش ساده برای راه اندازی یک شغل که می تونه هم به عنوان شغل اصلی باشه هم به عنوان شغل دوم

برای شروع یک بارش فکری داشته باشیم

یک بازه زمانی را برای خود تعریف کنیم، یک هفته، یک ماه …و تمام دانش، مهارت و علایقی که توانایی انجام آن راداریم، در یک لیست بنویسیم.

هر آنچه را که فکر می‌کنید که توانایی انجام آن رادارید و بنا به هر دلیلی، شرایط مالی و یا هر چیز دیگری آن را نتوانسته‌اید به اجرا درآورید را در فهرستتان قرار دهید.

 

  • من برنامه‌نویسی کامپیوتر را بلد هستم.
  • آموزش دادن درس ریاضی را بلد هستم.
  • مهارت رانندگی را بلد هستم.
  • خیاطی را بلد هستم.
  • سیم‌پیچی لوازم برقی را بلد هستم.
  • مدیریت کردن یک فروشگاه را بلد هستم.
  • مهارت فروش را بلد هستم.
  • مهارت آرایشگری را بلد هستم.
  • مکانیکی را بلد هستم.
  • تعمیرات لوازم سردکننده را بلد هستم.
  • نقاشی را بلد هستم.
  • طراحی و چیدمان منزل را بلد هستم.
  • آموزش موسیقی را بلد هستم.
  • هنر عروسک‌سازی را بلد هستم.
  • خرید فروش ماشین را به‌خوبی بلد هستم.
  • لوله‌کشی را به‌خوبی بلد هستم.
  • آشپزی کردن را به‌خوبی بلد هستم.
  • پخت یک نوع سوپ خاص را بلد هستم.

مطمئنا همه بر اساس یک سری توانایی‌های ذاتی و یا داشتن حداقل مهارت‌های لازم که می‌شود آن‌ها را با کسب آموزش بهبود بخشید می‌توانیم یک لیست طولانی را بنویسیم وبا مشاهده آن افکار منفی در ذهن شما ایجاد می شود که  این طولانی شدن لیست  می تواند مثل تجربه های قبلی شما که برای انجام دادن کارهایتان آنها را بصورت لیست آماده می کردید  در یک گوشه خاک بخورد و با گذشت زمان هیچ یک از آنها را انجام ندهیدو یا اینکه چند ردیف اول آن را انجام بدهید و  سر انجام از پیگیری آن خسته شوید و  دست بکشید ،داشتن یک لیست طولانی احساس داشتن حقارت را در شما بوجود می آورد و هر چه تعداد مهارت و دانش هایی و کارهایی که توانایی های انجام آن را دارید بیشتر باشد شما از اینکه آنها را انجام نداده ایدد سرخورده می شوید .

 

 

راه حل مناسب

برای رهایی از این افکار شما می توانید از یک شیوه مناسب اولویت بندی استفاده کنید. توانایی‌هایتان را بر اساس معیارهای که دارید میزان نقدینگی لازم، میزان زمان لازم، میزان سوددهی و یا هر معیاری که دارید اولویت‌بندی کنید و کسب‌وکار موردنظرتان را بر اساس حداقل‌های لازم شروع کنید و به‌صورت پلکانی آن‌ها را انجام دهید تا قله لیست خود را به دست بیاورید و یک‌چیز طبیعی که در طی این مسیر ممکن است صورت بگیرد، شناخت بیشتر فرصت‌های کسب‌وکار را بدست بیاورید.

اولویت های خود تا آنجا که می توانید به بخش های کوچک تبدیل کنید،زمانی که شما آنها را به واحدهای کوچک تر تقسیم می کنید می تواند با به پایان رساندن هر واحد کوچکی از آن برای خود ایجاد انگیزه کنیدو احساس رضایت را در خودتان بوجود بیاورید.

نکته ÷مهم که در اولویت بندی باید در نظر بگیرید این است که بر اساس همان معیارهای خودتان کارها را پیش ببرید که همیشه در آن واحد شما فقط یک کار مهم داشته باشید و بعد از اجرا و تسلط بر آن به مرحله بعد لیست خود بروید .

برای انجام دادن اولویت های خود از از واحد ها و فعالیت هایی که توانایی انجام آن را به راحتی دارید شروع کنید زیرا که اگر به فکر انجام کارهای بزرگ باشید و در فرایند اجرای آن دچار مشکل شوید ذهن شما دیدگاه منفی را نسبت به راه اندازی کار خواهد داشت و تغییر دادن آن بسیار سخت است .افراد وقتی که غرورشان در معرض خطر باشد نمی توانند به راحتی ذهن خود را تغییر دهند.در این شرایط حفظ آبرو و ثابت نگه داشتن انگیزه و اشتیاق راه اندازی کسب و کار به عنوان فرد آغاز کننده نمی توانید تصمیمات درست را بگیرید.

در انجام کارهای کوچک شما دچار اشتباهات بزرگ نمی شوید و می توانید به راحتی آنها را تغییر دهید و در این مسیر ضررو زیان های زیادی را متحمل نمی شوید.

اینکه شما از اولویت ها و کارهای کوچک تر شروع می کنید به این معنی نیست که شما نمی توانید برنامه های بزرگ تر داشته باشید بلکه راه رسیدن به قله لیست گذراندن پله های اول درلیست تان است.

زمانی که شما کار هدف کوچک را برای خود انتخاب می کنید بعد از اینکه به آن دست پیدا می کنید می توانید بگویید که من به هدف خود رسیدم و موفق شده ام و می توانید با قاطعیت بیشتر برای رسیدن به پله های بعدی لیست توانایی هایتان حرکت کنید و حس رسیدن در این کار بسیار قشنگ تر است از اینکه شما کار خود را از اولویتی شروع کنید که به آن نخواهید رسید .

مهم‌ترین نکته در راه‌اندازی یک کسب‌وکار این است که ما بتوانیم قبل از راه‌اندازی، یک مدل خوب برای کسب‌وکارمان طراحی کنیم حتماً قبل از شروع کار نمونه واقعی مدل کسب‌وکارمان را پیاده‌سازی کنیم که ما در مجموعه کسب و کار شما سعی بر این خواهیم داشت که در این مسیر شما را همراهی کنیم.

 

من علیرضا جعفری هستم ،فرزند ایران‌زمین و مدیر وب‌سایتwww.kasbokareshoma.com که قصد دارم در این سایت به کمک  اعضای تیم کسب‌وکار شما و آموزش مهارت‌های کاربردی و انتقال  تجربیاتم در این زمینه و تحقق آرزوهایم که  رسیدن به هدف هر ایرانی یک ارزش آفرین  برای ایران عزیزم حرکت بزرگی را داشته باشم و از شما خواننده عزیز هم صمیمانه سپاس گذارم که در این مسیر ما را همراهی می‌کنید.

 

 

راه های ارتباطی مجموعه کسب و کار شما

شماره تماس: ۳۳۷۵۵۵۱۳-۰۷۶

آدرس ایمیل: info@kasbokareshoma.com

شماره پیامک: ۱۰۰۰۸۵۶۸۴۱

 

علیرضا جعفری

مدیر وبسایت کسب وکار شما

alirezajafari
دانلود بخشی از کتاب فرمول پی (π)
برای دانلود بخشی از کتاب به صورت رایگان کافیست نام خانوادگی و ایمیل خود را وارد نمایید
دانلود بخشی از کتاب فرمول پی (π)
برای دانلود بخشی از کتاب به صورت رایگان کافیست نام و ایمیل خود را وارد نمایید
ما هیچ وقت اطلاعات شخصی شما را در اختیار عموم قرار نخواهیم داد.