صفحه نخست / دانلود رایگان / خلاصه کتاب / خلاصه کتاب مدل کسب و کار شما
کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

خلاصه کتاب مدل کسب و کار شما

مدل کسب وکار شما

مدل کسب و کار شما
مدل کسب و کار شما

نویسندگان:
تیم کلارک ، الکساندر استروالدر ، ایو پیگنیور

مترجمان:
حسام الدین ساروق ، فیروزه کرمانشاه ،مینا نجفیان

انتشارات :‌آریانا قلم

خلاصه کننده: علیرضا جعفری

 

خلاصه کتاب را می توانید از طریق لینک دانلودمستقیم در پایین صفحه دریافت کنید

فصل ۱ : تفکر مبتنی بر مدل کسب و کار: جهان درحال تغییر

زمان درحال تغییر ، مدل های کسب و کار درحال تغییر

امروز بخش زیادی از عوامل آشفتگی بازار ازکنترل فردی ما خارج است:بحران اقتصادی، تحو ت سریع در مؤلفه های مردم شناسی، رقابت جهانی فزاینده، مسایٔل زیست محیطی و بسیاری ازاین دست.

این تحولات ازحیطه کنترل سازمان ها نیزخارج است و تاثیر عمیقی برمدل های کسب وکار آن ها می گذارد.

از آن جا که سازمان ها توانایی تغییرمحیطی که درآن فعالیت می کنند راندارند، اغلب برای حفظ موقعیت رقابتی خود چاره ای جز تغییر مدل های کسب و کار ( و گاهی اوقات خلق مدل های جدید) ندارند.

بسیاری از کارکنان به تعریف و مستندسازی تجارب کسب و کار می پردازند، اما تعداد محدودی از آن ها به تعریف یا مستندسازی مدل های کسب و کار می پردازند.

فصل ۲ : تابلوی طراحی مدل کسب و کار

ما ” مدل کسب و کار ” را منطقی تعریف کنیم که توسط آن سازمان پایداری مالی خود را حفظ می کند. به زبان ساده تر، مدل کسب و کار، منطقی است که سازمان با آن درآمدکسب می کند.

برای درک یک مدل کسب وکار، پرسش های زیر را بنویسید:

۱.مشتری کیست؟

۲.برای برآورده شدن نیاز مشتری چه کارهایی باید انجام شود؟

کسب و کار ما چه نقاط مشترکی دارند؟

همه آن ها در ازای برآوردن نیاز مشتریان ، پول دریافت می کنند. هرسازمانی یک مدل کسب وکار دارد.

این گفته از آن جهت صحیح است که تقریبا هر سازمان نوین چه انتفاعی، چه دولتی و یا سایر موارد برایانجام کارهای خود به پول نیاز دارد.

عم سازمان کمیته امداد که هدفش کسب سود نیست ولی برای انجام امورات خود نیازمند نقدینگی است،بنابراین کمیته امداد نیز مانند هر سازمان دیگری برای کسب درآمد باید مدلی داشته باشد.

نکته اصلی اینجا است: هر سازمانی که به یک گروه از مشتریان خدمات رایگان ارایٔه می دهد، باید گروهیدیگر از مشتریان را داشته باشد که هزینه خدمات مشتریانی را که پول نمی پردازندتامین نمایند.

حقیقت خشن

تقریبا تمامی سازمان های فعال در اقتصاد مدرن با یک حقیقت خشن مواجه هستند: هنگامی که نقدینگی پایان می یابد، بازی تمام است. سازمان های مختلف مقاصد مختلف دارند. اما همه آن ها برای بقا و پیشروی باید از منطق کسب درآمد پیروی کنند. همه آن ها باید یک مدل کسب و کار بادوام داشته باشند. “با دوام” یعنی؛ ورود نقدینگی باید بیش از خروج آن باشد. یا حداقل ورود نقدینگی باید به اندازه خروج آن باشد.

نه جز سازنده منطق سازمان درباره ی چگونگی ارزش آفرینی برای مشتریان

مشتریان:

سازمان به مشتریان خدمات ارایٔه می دهد…

ارزش ایجاد شده:

با حل مشکلات یا برآوردن نیازهای مشتری.

کانال ها:

سازمان ها به روش های مختلفی ارزش را منتقل و ارایٔه می کنند…

ارتباط با مشتریان:

ارتباطات مختلفی با مشتریان ایجاد می کنند و در حفظ آن می کوشند.

درآمد:

هنگامی که مشتریان در ازای ارزش ایجادشده پرداخت انجام می دهند، پول وارد سازمان می شود.

منابع کلیدی:

دارایی هایی هستند که برای خلق و ارایٔه اجزایی که پیش تر توصیف شد، مورد نیاز هستند.

فعالیت های کلیدی:

وظایف و عملیاتی هستند که برای خلق و ارایٔه اجزایی که پیش تر توصیف شد، مورد نیاز هستند.

شرکای کلیدی:

برخی از فعالیت ها برون سپاری و برخی از منابع از خارج از سازمان تامین می شود.

هزینه ها:

هزینه هایی هستند که در اثر تامین منابع، انجام فعالیت های کلیدی و کار با شرکای کلیدی ایجاد می شوند.

مشتریان علت وجودی یک سازمان هستند. هیچ سازمانی بدون مشتریانی که پرداخت انجام می دهند، مدت زمان طو نی دوام نخواهد آورد. سازمان هایی که به سازمان های دیگر خدمت ارایٔه می دهند، به شرکت های فروشنده به فروشنده معروف هستند. سازمان هایی که به مصرف کنندگان خدمت رسانی می کنند به شرکت های فروشنده به مصرف کننده معروف هستند. مشتری رایگان (سیاهی لشکر) برخی سازمان ها هم زمان به مشتریان رایگان و مشتریان خریدار خدمت می رسانند. برای مثال ، اکثر کاربران در ازای خدمات فیس بوک هیچ پولی پرداخت نمی کنند. اما بدون وجود صدها میلیون مشتری رایگان، این سازمان چیزی برای فروش به تبلیغ کنندگان یا پژوهشگران بازار(مشتریان خریدار) نخواهد داشت. بنابراین گاهی مشتریان رایگان برای موفقیت یک مدل کسب و کار ضروری هستند.

ارزش ایجادشده:

ارزش ایجادشده را به عنوان منافع ایجادشده از بسته ی خدمات و محصو ت ، در نظر بگیرید. تواناییایجاد ارزشی استثنایی، دلیل اصلی مشتریان برای انتخاب یک سازمان دیگر است.

راحتی:

فروشگاه های زنجیره ای که تمام محصو ت را برای ما یکجا فراهم می کنند.

قیمت:

قیمت پایین یا ارایٔه تخفیف

طراحی

شرکت اپل

برند یا جایگاه

خودروی تویوتا در ایران

کاهش هزینه:

شرکت ها می توانندبه سازمان های دیگر در کاهش هزینه کمک کرده و در نتیجه درآمد آن ها را افزایش دهند. برای مثال، اکثر سازمان ها درحال درک این موضوع هستند که استفاده از سرورهای از راه دور ( خدمات ذخیره ابری ) که توسط گروه های خارج از سازمان مدیریت می شوند و از طریق اینترنت در دسترس هستند، از خرید ونگهداری مستمر سرورهای رایانه ای و زیرساخت های ارتباطی پیشرفته اختصاصی ارزان تر هستند.

کاهش ریسک:

مشتریان تجاری همچنین علاقه مند به کاهش ریسک ، به خصوص ریسک های مرتبط با سرمایه گذاری هستند. شرکت های مشاوره که می توانند راهنمایی کنند که سرمایه گذاری در کجا صورت بگیرد تا ریسک کمتری داشته باشد.

کانال ها

کانال ها پنج کارکرد دارند:

۱.در مورد خدمات و کا ها آگاهی ایجاد می کنند.

۲.به مشتریان بالقوه در ارزیابی کا ها و خدمات کمک می کنند.

۳.مشتریان را قادر به خرید می سازند. ۴.ارزش را به مشتریان انتقال می دهند.

۵.رضایت پس از فروش را از طریق پشتیبانی مشتریان تضمین می کند.

کانال های متداول شامل موارد زیر هستند:

 شخصی یا تلفنی

 در محل تولید یا در فروشگاه

 تحویل فیزیکی

 اینترنت ( رسانه های اجتماعی، وبلاگ ها ، پست الکترونیکی و غیره. )

 رسانه های سنتی ( تلویزیون، رادیو، روزنامه و غیره. )

ارتباطات با مشتریان

سازمان ها باید هدف اصلی ارتباط با مشتریان را نیز به روشنی تعریف کنند. آیا هدف جذب مشتریان جدید است؟ حفظ مشتریان موجود است؟ یا کسب درآمد بیش تر از مشتریان فعلی است؟

درآمد:

سازمان ها باید:

(۱) به دقت مشخص کنند که مشتریان برای چه ارزشی حاضرند پول بپردازند

(۲) و پرداخت ها را به شیوه ای که مشتریان ترجیح می دهند، بپذیرند.

دو گروه درآمد وجود دارد:

(۱) پرداخت های مشتریانی که تنها یک بار خرید انجام می دهند و (۲) پرداخت های مکرر برای محصو ت، خدمات و یا پشتیبانی یا نگهداری پس از خرید.

انواع خاص درآمد به شرح زیر است:

فروش قطعی

به این معنی است که مشتریان حقوق مالکیت یک محصول فیزیکی را خریداری می نمایند. برای مثال تویوتا اتومبیل هایی می فروشد که خریداران آزاد هستند آن ها را برانند، به فروش برسانند.

اجاره یا لیزینگ

لیزینگ به معنی خرید حقوق موقتی و اختصاصی استفاده از چیزی برای مدت زمانی مشخص است( مانند اجاره آپارتمان یا اتاقی در هتل و یا اتومبیل کرایه ای )

هزینه خدمت یا استفاده

شرکت های ارایٔه دهنده خدمات تلفنی، هزینه خدمات خود را براساس تعداد دقیقه ها از کاربران دریافت می کنند.

درآمدهای حاصل از عضویت

مجلات، باشگاه های ورزشی

اعطای مجوز

دارندگان حقوق مالکیت فکری می توانند به مشتریان اجازه دهند که در ازای پرداخت هزینه های مجوز از مالکیت حمایت شده آن ها استفاده نمایند.

هزینه های کارگزاری ( مرتبط ساختن )

شرکت های دلالی املاک و مستغلات از طریق مرتبط ساختن خریداران و فروشندگان ، حق کارگزاری دریافت می نمایند.

منابع کلیدی

چهارنوع منبع وجود دارد:

انسانی

تمامی سازمان ها به نیروی انسانی نیاز دارند، اما برخی از مدل های کسب و کار به صورت خاص به شدت متکی بر این منابع هستند.

مثل مراکزی که نیاز به پزشکان خاص دارد ( تولیدکنندگان دارو )

فیزیکی

زمین، ساختمان، ماشین آ ت و وسایل نقلیه

فکری

منابع فکری شامل موارد ناملموس مانند برندها، نرم افزار و حق اختراع ها یا حق تکثیرها است.

مالی

منابع مالی شامل نقدینگی، خطوط اعتباری یا ضمانت نامه های مالی است.

فعالیت های کلیدی

مهم ترین فعالیت هایی هستند که سازمان باید انجام دهد تا مدل کسب و کارش کارکردی مناسب داشته باشد.

شرکای کلیدی

شبکه همکاری ، مدل کسب و کار را اثربخش می سازد.

یک شرکت اجاره لباس عروس ، یک گل فروش و یک عکاس می توانند به منظور همکاری در فعالیت های ترویجی، لیست مشتریان خود را بدون هزینه با یکدیگر به اشتراک گذارند و هر سه از مزایای آن بهره مند گردند.

هزینه ها

نقدینگی برای خلق و ارایٔه ارزش ، حفظ روابط با مشتری و ایجاد درآمد ضروری است. پس از تعریف منابع کلیدی، فعالیت های کلیدی و شرکای کلیدی می توان هزینه ها را به صورت تقریبی محاسبه کرد.

کسب و کارهای مقیاس پذیر بعد ازتهیه و توسعه فیلم آموزشی خرید توسط مشتری بوسیله دانلود از اینترنت دیگر برای شما هزینه ندارد و شما می توانید بازار بزرگتری بدون کاهش کیفیت داشته باشید.

بنابراین از دیدگاه مالی کسب و کارهای مقیاس پذیر، جذاب تر از کسب و کارهای فاقد این ویژگی هستند.

مدل کسب و کارسازمان من

کانال ها: فضای مجازی موسسات آموزشی
ارتباطات با مشتریان: جذب مشتری
مشتریان:

مردم

تمام کسانی که به فکر راه اندازی کسب و کار یا رونق بخشیدن به کسب و کارشان هستند.
منابع کلیدی:
فکری
ارتقا سطح آموزش و دانش وبسایت قومی
فعالیت های کلیدی: مشارکت در باشگاه خانه کیفیت حضورپررنگ در سمینارها
ارزش ایجاد شده: کاهش ریسک دسترسی به شغل مناسب
هزینه ها:

زمان؛شرکت در سمینارها و جلسات آموزشی

وبسایت؛ خرید کتاب
درآمد: ایجادجایگاه اجتماعی مناسب و کسب درآمد به صورت مستمر
شرکای کلیدی: باشگاه ایرانیان جلسات تمرینی شرکت

فصل ۳ : تابلوی طراحی مدل کسب و کار شخصی

 در مدل کسب و کار شخصی، منبع کلیدی خود شما هستید: علایق، مهارت ها، توانایی ها و شخصیت شما و دارایی های که در تملک خود دارید یا اداره می کنید.

 در مدل کسب و کار شخصی به هزینه های “نرم” ( مانند فشار روانی) و منافع “نرم ” (مانند رضایت) نیز که ماهیتی کمیت ناپذیر دارند، توجه می شود.

منابع کلیدی

( آن که هستید/ آن چه دارید )

منابع کلیدی شخصی شامل آن که هستید :

(۱) علایق شما

(۲) توانایی ها و مهارت هایتان

(۳) شخصیت شما وآن چه دارید: دانش، تجربه ، ارتباطات شخصی و حرفه ای و سایر منابع یا دارایی های ملموس و ناملموس.

 علایق خوشحال کردن خانواده

 توانایی مدیریت گروه

 مهارت تحلیل مالی ، آموزش دادن، تدریس کردن ، سخنرانی کردن

 آن که هستید پرحرف، صبور، آرام، آنالیزگر توسط ذهن

 آنچه دارید توانایی حرکت در مسیرهای جدید

 فهرست وسایل مورد نیاز دانش، کسب مهارت، اندام مناسب، ارتباطات، پرسش مناسب

فعالیت های کلیدی

( آن چه انجام می دهید)

– فعالیت های کلیدی

– آن چه انجام می دهید

– با پشتوانه منابع کلیدی انجام می شوند.

به یاد داشته باشید که فعالیت های کلیدی، به زبان ساده فعالیت های فیزیکی یا ذهنی هستند که به جای مشتریان انجام می شوند.

مشتریان

( آنان که کمک شان می کنید)

به یاد داشته باشید که مشتریان کسانی هستند که برای کسب منفعت پول پرداخت می کنند.

گروه مشتریان خود را افزایش دهید   شما عکاس مراسم عروسی هستید با عکس هایتان قصه عروس را تعریف می کنید.خب، چرا درباره مراسمی به جز عروسی قصه تعریف نکنید؟

ارزش ایجادشده

( آن گونه که کمک می کنید)

یک روش خوب برای آغاز تعریف ارزش این است که از خودبپرسید ، “مشتری برای انجام چه کاری من را “استخدام” می کند؟ مشتریان در نتیجه انجام این کار چه منافعی کسب می کنند؟” فهم این نکته که چگونه فعالیت های شما منجر به ایجاد ارزش برای مشتریان می شود درتعریف مدل کسب وکار شخصی شما نقشی محوری دارد. برای ایجاد شغل، طراحی مدل کسب وکارشان

کانال ها

( آن گونه که شما را می شناسند / آن گونه که خدمت ارایٔه می کنید )

این جزء سازنده دربرگیرنده پنج مرحله ای است.

۱.چگونه مشتریان بالقوه متوجه نحوه کمک شما می شوند؟ ۲.چگونه آن ها تصمیم می گیرند که خدمت شما را خریداری نمایند؟ ۳.چگونه این خدمت را خریداری می کنند؟ ۴.چگونه چیزی را که مشتریان خریداری کرده اند، به آن ها ارایٔه می دهید؟ ۵.چگونه از رضایت مشتریان خود اطمینان حاصل می کنید؟

۱.از طریق تبلیغات به روش عطسه کننده ۲.سبک جدید در کسب و کار ۳.شرکت در دوره های آموزشی و خرید محصو ت ۴.حضور در دوره خرید و دانلود از سایت CRM.5

ارتباطات با مشتریان

( آن گونه که تعامل می کنید)

چگونه تعامل خود را با مشتریان توصیف می کنید؟ آیا خدمت شخصی حضوری به هر مشتری ارایٔه می دهید؟ یا ارتباطات شما بیشتر غیرحضوری و مبتنی بر پیام های الکترونیکی یا سایر شیوه های ارتباط کتبی است؟ ۱. حضوری به صورت مشاوره ۲.جذب مشتری گاهی اوقات زم است برای ارتباط با مشتری ع وه بر ارسال پیام تلفنی هم تماس داشته باشیم.

شرکای کلیدی

( آنان که کمکتان می کنند)

شرکای کلیدی کسانی هستند که به عنوان متخصص از شما پشتیبانی می کنند – و به شما کمک می کنند که کار خود رابه گونه ای موفقیت آمیز انجام دهید.

درآمدها و منافع

( آن چه به دست می آورید )

منابع درآمدی خود را بنویسید. این منابع می تواند شامل حقوق، درآمدهای حاصل از انجام امور حرفه ای، عقد قرارداد، سود سهام، حق امتیازها یا هرگونه پرداخت نقدی دیگرباشد.

هزینه ها

( آن چه از دست می دهید )

هزینه ها چیزهایی هستند که در راه انجام کار از دست می دهید: عمدتا زمان، انرژی و پول. فهرستی از هزینه های بدون بازگشت تهیه کنید:

 هزینه های آموزش و عضویت  هزینه سفرهای درون شهری، مسافرت یا هزینه های ایجاد روابط اجتماعی  وسایل نقلیه، ابزارها، یا لباس های ویژه  هزینه اینترنت، تلفن، حمل و نقل یا خدمات زیرساختی که هنگام کار در خانه یا محل مشتری برای شما

ایجاد می شود

۱.زمان در حال سپری برای کسب دانش ۲.هزینه اولیه برای ایجاد برقراری ارتباط ۳.هزینه برای تبلیغات برای عطسه کننده ها تامل کنید

جهت گیری زندگی خود را بازنگری کرده و به چگونگی همسو سازی اشتیاق های شخصی و شغلی خود فکر کنید.

فصل ۴ : شما چه کسی هستید ؟

شغل های رؤیایی بیش از آن که پیدا شوند خلق می شوند ، بنابراین به ندرت با جستجوهای مرسوم به دست می آیند. شناخت قوی از خود زمه یک شغل رویایی است.
شغل رؤیایی من
دنیای فراتر از کار
تفریح/سرگرمی
خلاقیت/خودبیانگری
شغل

دوستان/خانواده
تناسب اندام/سلامتی

ثروت / پول

رشدشخصی/معنوی
متخصصان مشاوره شغلی مراجعان خود را وادار می کنند که فرایند خوداندیشی را با چرخ زندگی شروع کنند.نسخه های متفاوتی از چرخ زندگی وجود دارد ، ولی هر کدام تعدادی زمینه ی کلی یا حوزه ی ع قه مندی را مانند تناسب اندام/ س متی، شغل ،ثروت/ پول، رشد شخصی/ معنوی،تفریح/ سرگرمی، عشق ،دوستان/ خانواده، محیطفیزیکی/ خانه ، خلاقیت/ خودبیانگری و سبک زندگی/ دارایی ها نشان می دهند.

ایده اصلی این است که باید هشت زمینه را که از همه مرتبط ترند، انتخاب کنید و به هر بخش از چرخ یک زمینه را نسبت بدهید.

در مرحله بعد مشاوران شغلی مدادرنگی دیگری را به مراجعان می دهند تا نواحی بیشتری را هاشور بزنند. این ناحیه هاشورخورده جدید محدوده مطلوب زندگی آن ها را نشان می دهد.

آن ها به مراجعین یادآوری می کنند که همه افراد موارد را یکسان اولویت بندی نمی کنند : به عنوان مثال ممکن است بخش دوستان/خانواده که ۵۵ درصد هاشور زده شده برای یک شخص کافی باشد ولی برای دیگری بسیار کم باشد.

تمرین چرخ زندگی شواهدی از زمینه های کلی که ع یق اصلی ما در آن نهفته است فراهم می کند. همین طور ابعاد دیگر زندگی را که ممکن است به اندازه کار یا حتی بیشتر از آن برایمان مهم باشند، به ما یادآوری می کند.

برای انجام تمرین چرخ زندگی

– هشت زمینه از زمینه های فهرست شده دربا را انتخاب کنید(یا آن ها را ترکیب و با حوزه های ع قه مندی خود تطبیق دهید)

– روی یک برگ کاغذ جدا یا با استفاده از چرخ خالی ،سطح رضایتمندی خود ازهرمقوله را باع مت زدن نقاط در راستای پره چرخ ثبت کنید.مرکز چرخ را “رضایتمندی صفر” و محیط را “رضایت مندی کامل” درنظربگیرید.

– وقتی این کار را تمام کردید نقاط خود را به هم وصل کنید و مساحت مرکز را هاشوربزنید.

یک دایره کام هاشورخورده نمایشگرخشنودی کامل در تمام جنبه های زندگی است.دایره ای که بخشی ازآن هاشور خورده ،مانند دایره ی با ، عناصری از زندگی را آشکار می کند، که نیازبه توجه بیشتردارند.

پاسخ به پرسش” من که هستم؟” پس از اندیشیدن به این که کار و دیگر مشغولیت های کنونی چه جایگاهی در زندگی شما دارند، ممکن است

متوجه عدم تعادل در زندگی خود شوید. حال چطور می توانید تعادل را برگردانید؟

خوبست در نظر داشته باشیم که ممکن است شغل و ارزش های ما حول انتظارات دیگران پرورش یافته باشد نه خودمان. به خصوص در مورد تصمیمات شغلی اغلب اوقات خانواده، افراد هم رده و معلمان ما را مجبور به انتخاب براساس “امنیت” ، “ثبات” ، “احترام” ،” درآمدخوب” یا ویژگی های دیگر می کنند.

ع یق اصلی سرصف!

شایدباور اکثر ما این است که احساسات کودکی با رضایتمندی بزرگسالی درتضاد است وبه همین دلیل آن ها را برای رسیدن به اهداف مرسوم ترک کرده ایم.

ولی پژوهش ها نشان می دهند علی رغم اینکه افراد در طول زمان تغییر می کنند و تعدیل می شوند، ویژگی ها ی اصلی شخصیتی ، احساسات و ع قه مندی های آن ها از کودکی به بعد نسبتا ثابت می ماند.

“هر یک از ما اشتیاقی پنهان درخود داریم – اشتیاقی که با گذشت زمان و زندگی معمو به تاسفی پنهان تبدیل می شود. این اشتیاق برای هر یک از ما متفاوت است، زیرا عمیق ترین اشتیاق برای ابراز وجود است. زندگی ما به همان اندازه ای کامل و حقیقتا ارزشمند خواهد بود که قادر باشیم حسی که در ته قلب خود داریم باور کنیم”
دیک بولس که احتما تاثیرگذارترین مشاورشغلی درجهان است،روش قدرتمندی خلق کرده است که به پاسخگویی سوال مهم “من که هستم ” کمک می کند.

ده صفحه کاغذ بردارید دربا ی هریک بنویسید: “من که هستم؟” سپس روی هرصفحه پاسخی به آن سوال بدهید.

وقتی کار را تمام کردید، به هرصفحه برگردید و آن چه نوشته اید را توسعه دهید. بنویسید

(۱)چرا آن را گفته اید

(۲) چه چیزی راجع به آن پاسخ درشما اشتیاق ایجاد می کند.

پس از اتمام کار صفحات را مرور کنید و آن ها را به ترتیب اولویت مرتب کنید.به بیان دیگر کدام هویت برای شما مهم تر است؟ آن صفحه را اول بگذارید. کدام هویت در اولویت بعدی است؟ آن را زیر صفحه با یی بگذارید. تا جایی ادامه دهید که کم اهمیت ترین هویت در زیر تمام صفحات قرار بگیرد.

سرانجام، به ترتیب به آن ده صفحه برگردید و با دقت ببینید که چطور آن چه را که در شما اشتیاق ایجاد می کند توصیف کرده اید. ببینید که آیا بین ده پاسخ شما عامل مشترکی وجود دارد. اگر جواب مثبت است، سریع و مختصر آن ها را روی یک کاغذ دیگر بنویسید.

شما بر روی چیزهایی دست گذاشته اید که شغل رویایی ، حرفه یا ماموریت شما باید به شما بدهد تا احساس اشتیاق، رضایت کامل و سودمندی داشته باشد.

تابلوهای طراحی چندگانه
پس از این که نقش های مختلف را تعریف و اولویت بندی کردید ، می توانید برای هر کدام تابلوی طراحی جداگانه بکشید.
شخصیت

(روشی که دوست دارید کارکنید وبا دیگران ارتباط داشته باشید)
مهارت ها و توانمندی ها

(استعدادهای اکتسابی و خدادادی؛ آن چه به آسانی می توانید انجام دهید)
علایق

(چه چیزی درشما اشتیاق ایجاد میکند)
زندگی شغلی شیرین می شود
اکثر افراد حرفه ای در زمینه شغل بر این باورند که رضایت شغلی برآمده از سه عامل است: ع یق، مهارت ها و توانمندی ها، و شخصیت.

کشف نمودار زندگی
الف.فراز و فرودهای زندگی خود را رسم کنید

رویدادهایی را که نشان دهنده ی با و پایین های زندگی تان هستند به یادبیاورید و آن ها را روی خط زمان رسم کنید. خط زمان را تا جایی که به یاد می آورید ادامه دارد.

محور عمودی نشانگر لذت و /یا هیجان است؛ محور افقی نمایشگر زمان است. “فرازها” و “فرودها”:

– رویدادهای ویژه و مهم در زندگی شما: خوب یا بد، شخصی یا حرفه ای – چه به کار مرتبط باشند چه به زندگی اجتماعی، عشق ، سرگرمی ، موضوعات آکادمیک ، مشغولیت های معنوی ، یا حوزه های دیگر

– برهه های زمانی هستند که آن ها را به وضوح به یاد می آورید و با احساسات قوی همراه هستند.

– تغییرات اصلی شغلی، هم مثبت و هم منفی

نمودار
ب. توصیف رویدادها

یک یا دو جمله دقیق برای توصیف هر رویداد بنویسید. ایده اصلی، گرفتن برخی از عوامل اصلی رضایت شغلی است که قب به آن ها اشاره شد، به خصوص ع یق، توانمندی ها/مهارت ها، و ارزش ها. چند راهنمایی:

از کلماتی که یک کنش فعال را القا می کنند، استفاده کنید مانند “طراحی
کردم”، “باعث شدم” ، “گردآوری کردم”.سعی کنید هر رویداد را با دوفعل یا بیشترتوصیف کنید. به عنوان مثال، اگر در گردهمایی مدرسه تک خوان یک سرود بودید به جای “سرود خواندم” بنویسید: “انتخاب شدم، تمرین کردم و یک ترانه معروف، را اجرا کردم و بسیار تشویق شدم!”

به عنوان بخشی از این مرحله ، یادداشتی نیز در مورد محیطی که در آن عمل کرده اید اضافه کنید.
ج. تشخیص علایق
وقت آن رسیده است که حقایق لذت بخشی را درباره خود کشف کنید.

علایق یک “منبع کلیدی” هستند که حقیقتا شما را تبدیل به خود واقعی تان می کنند.تمام فرازهای زندگی خود را درنظربگیرید – چیزهایی که در شما اشتیاق ایجاد می کنند.

هر رویدادی درچهمحیطی(صنعت/بخش/زمینه/حوزه ی ع قه مندی) اتفاق افتاده است؟

شامل چه فعالیت ها یا اقداماتی بوده است؟

زمینه های ع قه مندی چه ویژگی های مشترک دیگری دارند؟

چطور زمینه های علاقه مندی پیشنهادشده یا نتایج چرخ زندگی شما تطبیق می یابد؟

متخصصان شغلی یادآور می شوند که منبع کنترل درونی برای رضایت شغلی حیاتی است. منبع کنترل درونی یعنی شما برای خودتان تصمیم بگیرید که چه کنید، به جای اینکه تحت تاثیرگروه های بیرونی قراربگیرید(خانواده، دوستان، همکاران،پول و در مقیاس بزرگ جامعه). وقتی ما خودمان را خوب بشناسیم، کمتر احتمال دارد که اقدامات ما در پاسخ به انتظارات دیگران باشد – یا شغل خودمان را رها کنیم تا بدون اختیار ما خود به خود پیش برود.

د . شناسایی مهارت ها / توانمندی ها

کلمات کمی به طور دقیق فعالیت های شما را توصیف می کنند، پس آن هایی را که مشابه اند علامت بزنید.سپس علامت های هر ستون را بشمارید.
•بحث کردن •راه اندازی و آغاز•رهبری مردم•رایزنی و مذاکره•مشارکت در ستاد فعالیت های سیاسی•متقاعدسازی /تاثیرگذاری•ترویج •اداره یکسب و کار •فروش •سخنرانیدرجمع•نظارت کردن/مدیر یت دیگران•شرکت در دوره های حرفه ای•شرکت کردن یا سازماندهی رویدادهای خاص•عضویت درکلوپ اجتماعی •اهمیت به کودکان،شهر وندان سالمند• انجام هماهنگی•مشورت دادن •همدلی کردن •میزبانی •مصاحبهکردن •دوست یابی •مشارکتدرفعالیت مذهبی•تدریس •کار داوطلبانه•مونتاژکردن •ساختن بنا •اهمیت بهحیوانات •راندن وسیلهنقلیه •تعمیرالکترونیکی•تعمیراشیاء •زمان بندی •نقشهبرداری و راهبری دریایی•شرکت دردوره های حرفه ای•رفع عیب تجهیزات •استفاده ازابزارها/تجه یزات سنگین•کار در فضای باز•تحلیل کردن•انجام تحقیق مستقل •طرح سؤال •تشخیصدادن •ورود بهنمایشگاه یا مسابقه علمی•تحقیق و بررسی کردن•کارآزمایشگاهی•خواندن نشریات فنی یا علمی•حل مسایٔل فنی یا علمی• مطالعه موضوع تخصصی•شرکت در دوره های علوم تجربی•نوشتن یا ویرایش مقاله فنی•تبلیغات•خلاقیت هنری•مفهوم سازی•خلق کارهنری یا چاپ اثر•خلق ایده • طراحی ساختمان یا اثاث منزل•فیلم سازی•ویرایش•اجرایموسیقی •شرکت در دوره هایهنری •عکاسی•نوشتن/چاپکردن •کارحسابدار ی•ممیزی•پردازشداده•راه حلپیداکردن/محاسبه•کنترل موجودی•مدیریت دفتر•کار با ماشن آلات•برنامه نویسی رایانه•خرید• ثبت/نسخهبرداری •کارمنشیگری•شرکت دردوره های کسب و کار

ه . ده تای اول و پنج تای مورد علاقه

ده فعالیت اول خود را با شمردن تعدادعلامت ها در هر خانه رتبه بندی کنید.

ده فعالیت اول

سپس ، پنج فعالیت مورد علاقه ی خود را شناسایی کنید

پنج فعالیت مورد علاقه ی من

ی . آن چه می توانید و می خواهید که انجام دهید را تعریف کنید

ازفهرست ده تای اول و پنج تای مورد ع قه ی خود، سه تا پنج فعالیت را که در مورد آن ها هم اشتیاق دارید و هم می توانید در کار از آن ها استفاده کنید، انتخاب نموده و بنویسید.

می توانید و می خواهید که انجام دهید

شخصیت ومحیط

علایق شخصی یک تجلی ازشخصیت افراد هستند.به بیان دیگر، اشتغال راه زندگی افراد را نشان می دهد، نه فقط مجموعه ای از وظایف کاری یا مهارت ها.

یعنی رضایت شغلی به تطابق شخصیت فرد و محیط کار بستگی دارد( دقت کنید که” محیط کار” را بیش از هر چیز افراد دیگر در محل کار شکل می دهند).

هالند برای کمک به مردم در جهت درک ع یق شغلی به عنوان تجلی شخصیت، شش گرایش(نوع) شخصیتی متفاوت تعریف کرد با این تاکید که هرشخصی ترکیبی از گرایش های چندگانه است. فقط در هر فرد برخی گرایش ها برجسته تر از بقیه هستند.

شش گرایش هالند الف اجتماعی

کار با دیگران را در قالب آگاهی بخشی، توسعه ، کمک یا درمان ترجیح می دهد. توانایی های میان فردی و آموزشی دارد. از فعالیت های معمول در مشاغل و موقعیت های واقع گرا پرهیز می کند.

ج جستجوگر جستجو و تحقیق درباره پدیده های فیزیکی، بیولوژی و فرهنگی را ترجیح می دهد. توانایی علمی و ریاضی دارد. از

فعالیت های معمول در مشاغل و موقعیت های متهورانه پرهیز می کند.

ه هنری دستکاری مواد فیزیکی یا پرورش مفاهیم انتزاعی را بری خلق فرم ها و محصو ت هنری ترجیح می دهد. تواناییهنری، زبانی و موسیقایی دارد.از فعالیت های ساختارمند یا مشاغل قراردادی پرهیز می کند.

م متهور تاثیرگذاری یا رهبری دیگران برای رسیدن به اهداف سازمانی یا سود اقتصادی را ترجیح می دهد. توانایی رهبری ومتقاعدسازی دارد. از مشاغل و موقعیت های جستجوگرایانه پرهیز می کند.

ق قراردادی سازماندهی و پردازش داده ها در موقعیت های ساختارمند را ترجیح می دهد.توانایی دفتری و محاسباتی دارد. ازمشاغل و موقعیت های مبهم، آزاد و بدون ساختار پرهیز می کند.

واقع گراکارکردن با ابزارها، ماشین ها یا حیوانات را ترجیح می دهد، غالبا در فضای باز کار می کند و توانایی مکانیکی یا ورزشی دارد. از فعالیت هایی که مشاغل و موقعیت های اجتماعی نیازمند آن ها هستند، پرهیز می کند.

گرایش اصلی شخصیت خود را آشکار کنید.
برای بهترکردن فهم خود از گرایش های شخصیتی خودتان، به جدول شناسایی مهارت ها/ توانمندی ها مراجعه کنید.شش گرایش شخصیتی با رنگ های مختلف درستون های فعالیت نشان داده شده اند: قرمز، آبی ، زرد ، سبز- آبی ، سبز و ارغوانی. هر رنگ نماینده یکی از شش گرایش است.

مجموع ستون های خود از رنگ های متناظر در شش ضلعی بنویسید. اگر کلمات آبی را بیشتر از بقیه علامت زده اید، گرایش شخصیتی برجسته ی شما “جستجوگر” است.
بانک مثال خوبی از محیط کار” قراردادی” است ، در حالی که یک آژانس تبلیغاتی مثال خوبی از محیط کار “هنری” است.

به عنوان مثال ، احتمال این که افرادی با گرایش های ” هنری” در محیط های کاری “قراردادی” مانند بانک یا شرکت های بیمه ناراضی باشند، بسیار زیاد است. به طور مشابه احتمال کمی وجود دارد که یک فرد” قراردادی” در یک محیط کار “هنری” مانند آژانس تبلیغاتی یا تیٔاتر پیشرفت کند.

متهور: کارآفرین، مدیر اجرایی ، فروشنده ، کارشناس آژانس مسافرتی ، مدیر ، خریدار ، غیره

قراردادی : بانکدار ، کتابدار ، منشی ، برنامه نویس رایانه ، تحلیلگر مالی ، مشاور مالیاتی ، غیره

اجتماعی : مبلغ مذهبی ، روانشناس بالینی ، گفتار درمان گر ، پرستار ، مشاور ، معلم ، غیره

واقع گرا : مکانیک اتومبیل ، خلبان ، برقکار ، کشاورز ، نقشه بردار ، غیره

هنری : بازیگر ، آهنگساز ، موسیقی دان ، طراح ، دکوراتور داخلی و غیره

جستجوگر: زمین شناس ، شیمی دان ، فیزیکدان ، دستیار آزمایشگاه ، تکنسین پزشکی ، زیست شناس ، غیره

چه جور آدمی هستید ؟

۱. چند نسخه از فهرست ویژگی های شخصی در صفحه بعد تهیه کنید. روی یک نسخه ، دور ویژگی هایی خط بکشید که از همه بهتر شما را توصیف می کند. همین طور ادامه دهید تا حدود ده ویژگی یا بیشتر داشته باشید.

۲.معنایی را که کلمات انتخاب شده برای شما دارد تشریح کنید. مث اگر دور باثبات را خط کشیده اید ممکن است بنویسید” من همیشه به یک پروژه تا آخرش می چسبم و به ندرت آن را رها می کنم.”

۳.یک نسخه تازه و ع مت زده نشده از فهرست کلمات را به یک دوست ، همکار ، کارفرما ، عضو خانواده یا هر شخص قابل اعتماد دیگری بدهید. از این شخص بخواهید که دور حدود ده یا تعداد بیشتری کلمه را باور دارد شما را به خوبی توصیف می کند خط بکشد.در اینجا راهی برای معرفی کردن تمرین به آن ها آمده است :

“من دارم سعی می کنم بفهمم دیگران مرا چطور می بینند. می توانی دور حدود ده کلمه یا بیشتر را که از دیدگاه تو مرا به خوبی توصیف می کند خط بکشی؟”

۴.با این شخص در مورد این که چرا دور کلمات خاصی خط کشیده، صحبت کنید. ممکن است بحث را این گونه آغاز کنید:

“تو دور خ ق خط کشیده ای . خ قیت من چطور خود را نشان می دهد؟ به نظر تو خ قیت برای من به عنوان یک شخص چقدر اهمیت دارد ؟ در مورد این که چرا دور خ ق را خط کشیده ای، چه چیز دیگری باید بدانم؟”

۵.این تمرین را تا جایی که ممکن است ، با تعداد زیادی از افراد دیگر قابل اعتماد انجام دهید . بعد از سه یا چهار مورد زمینه های مشترکی ظاهر خواهد شد. درک دیگران از شما با درک شما از خود چقدر هماهنگی دارد؟ ممکن است نقاط قوتی را کشف کنید که هیچ وقت آن ها را تشخیص نداده بودید!
• شفیق• شکاک• شکرگزار• شکست خورده• شلخته • شوخ • شوخ طبع • صادق • صبور • ضعیف • طردشده • عاطفی • عبوس • عصبانی • عق یی • عملگرا • غمگین • غیرعادی • فردگرا • فروتن • فهمیده • قابل اتکا • قابل اطمینان • قابل پیش بینی • قاطع • قانع • قدرشناس • قضاوت کننده • قوی • کارا • کاربردی • کاردان • کاریزماتیک • کج خلق • کسل کننده • کم صبر • کمال گرا • کم رو • کنجکاو • کند • کینه توز • گرم• دارای فکر انتزاعی• دارای قدرت تصور زیاد• درمانده• درون گرا• دستپاچه• دقیق• دل نگران• دلواپس• دمدمی مزاج• دورنگر• دوستانه• دیوانه• راضی• رسمی و غیرصمیمی• رقابت جو • رک • روشمند • روشنفکر • رویایی • ریسک پذیر • زودرنج • ساده لوح • سازگار • ساعی • ساکت • سبکسر • سخت کوش • سخنور • سرد • سرزنده • سرسخت • سرگشته • سریع • سنتی • سنجیده • سهل گیر • شاد • شایسته • شجاع • شرمسار• ابله• اجتماعی

تعریف کار

به طور مرسوم، خبرگان سه معنا به کار نسبت داده اند:

۱.کار به عنوان شغل

این به معنای کار کردن به خاطر درآمد است بدون درگیری زیادشخصی یا رضایت. روی بامیستر این نوع تفکر در معنای زندگی را این طور توصیف می کند : “شغل یک فعالیت ابزاری است، چیزی

که در اصل به خاطر چیز دیگر انجام می شود.”

۲.کار به عنوان حرفه

انگیزه کار به عنوان حرفه موفق شدن ، رسیدن به دستاوردها و موقعیت های بهتر است.

برای فرد حرفه گرا کار وسیله ای برای خلق کردن، تعریف کردن، ابراز کردن ، ثابت کردن و تجلیل کردن از خود است. کار به عنوان حرفه می تواند منبع مهمی از معنا و رضایتمندی کامل در زندگی باشد.

۳.کار به عنوان فراخوانی ماورایٔی

کلمه ی فراخوانی از این ایده گرفته شده است که یک نفر برای انجام نوعی خاصی از کار ماموریت دارد: چه از بیرون توسط خدا یا جامعه چه از درون به دلیل یک استعداد طبیعی که باید به شکوفایی برسید.

علاوه بر این سه طبقه بندی مرسوم ، ما نوع چهارمی را پیشنهاد می کنیم : کار به عنوان منبع رضایتمندی.

کار به عنوان منبع رضایتمندی

کار به عنوان منبع رضایتمندی به عنوان یک رویکرد علاقه محور ( یا حتی احساسی ) به کار توصیف می شود.

این که بدانیم چه می خواهیم امری عادی نیست . این یک دستاورد روانشناسانه دشوار و کمیاب است.

آبراهام مازلو
فصل ۵ : مقصود شغلی خود را بشناسید
در کسب و کار خود دقت کنید که بتوانید مقصود خود را با آنچه مورد نیاز شغلتان است مطابقت دهید نه مهارت هایتان را با شغلتان مهارت دهید.” مقصود بر مهارت اولویت دارد.”

“شگفت انگیز است که وقتی از” ارزش” و “مقصود” – به جای مهارت ها – به عنوان نقاط شروع باز آفرینی شغلتان استفاده می کنید، چه تعداد گزینه های حرفه ای ظاهر می شود.”

کارآفرین

افرادی که در جستجوی ثروت هستند به ندرت می توانند انگیزه و اشتیاق خود را در زمان های سخت حفظ کنند. سازمان های موفق تمرکز و توجه دقیق بر “ارزش ایجادشده” برای” مشتریان” دارند. موضوع کارآفرینی به شما برنمی گردد. به خدمت موثر شما به دیگران برمی گردد.

“مقصود “خود را عملی کنید! “اگر کار خود را با “مقصودتان” همسو نکنید ، فقط مکان آن مشکل را به میز دیگری منتقل می کنید.”

برعکس، هماهنگ کردن کار با ” مقصود” موجب آغاز سریع مشاغل شده و رضایت را افزایش می دهد.
ازجمله ی بعدی که خیلی از نظر دستور زبان صحیح نیست – به عنوان مبنای ” بیانیه ی مقصود” خود استفاده کنید :

“من دوست دارم که مردم کمک کنم از طریق این فعالیت ها”

سپس جدول زیر را پرکنید. اول افعال و اسامی محبوب خود را با تر بگذارید!
من دوست دارم که
به مردم( اسم)

ازطریق این فعالیت ها(فعل)

کمک کنم(فعل)

به همین راحتی بیانیه نوشته شد ! شما چند جمله ی قدرتمند ( گرچه شایدغیرمعقول) خلق کرده اید که به “مقصودی” حقیقی و رضایت بخش اشاره دارد. این را به عنوان نسخه ی اول” بیانیه ی مقصودتان” درنظر

بگیرید. شاید بخواهید با جم ت بازی کنید و کلمات را دوباره بچینید، ولی ایده اصلی را گرفته اید.

در این جا چگونگی ساخت یک” بیانیه ی مقصود” توسط یکی از اعضای انجمن مدل کسب و کار شما ارایٔه شده است.
از طریق این فعالیت ها (فعل)
• وادارکردن • سازماندهیکردن

• پرورش دادن

• به اشتراک گذاشتن
کمک کنم(فعل)
• الهام بخشیدن • حمایت کردن • همدردی کردن • به یاد داشتنبه مردم(اسم)
• افرادحرفه ای فعال

• فارغ التحصی ن جدید

• افراد خلاق جوان • قهرمانانم

او برای تفکیک زندگی شغلی از زندگی کاری” بیانیه ی مقصود” شغلی ، شریک زندگی اش ( اولویت اولش) را از ستون “مردم” جدول خارج کرد. با این که جمله هایش معنای کامل نداشت پیغام های مستتر در آن ها واضح و قدرتمند بود و او پس از بازنگری آن ها به بیانیه ی مقصود زیر رسید:

دوست دارم به افراد حرفه ای فعال و افرادخ ق جوان از طریق الهام بخشیدن و حمایت از آنها کمک کنم تا زندگی خود رابهبودبخشند.

من دوست دارم که از طریق این فعالیت ها کمک کنم به مردمشکلبه اجرا گذاشتن” مقصود” ممکن است متوجه شده باشید که “بیانیه ی مقصود” شبیه “تابلوی طراحی مدل کسب و کار” است :

کمک به معنای” ارزش ایجادشده” است مردم به معنای” مشتریان “( و همکاران) است فعالیت ها به معنای” فعالیت های کلیدی” است
“بیانیه مقصود ” شما گامی مهم به سوی بازتعریف مدل کسب و کار شخصیتان براساس” فعالیت هایی” است که دوست دارید برای” ایجاد ارزش” برای” مشتریان” انجام دهید.

اگرنتوانید” مقصود” خود راتعریف کنید تکلیف چیست؟ اگر در تعریف” مقصودتان” مشکلی داشتید تکلیف چیست ؟ اول بدانید که شما تنها نیستید.

براساس گفته ی یک نویسنده تنها سه درصد مردم شجاعت پیدا کردن و دنبال کردن رویاهایشان را دارند. دوم این که هنوز می توانید با تمرکز عمیق بر هر کاری که انجام می دهید به برتری و رضایت مندی برسید.

“بیانیه ی مقصود” همیشه در حال تغییر

دانستن اینکه” مقصود” در طول زمان – و به د یل مختلف تغییر می کند سودمند است.یک دلیل آن تغییر مرحله ی زندگی است : نگرانی های ۲۵ سالگی ( شروع یک شغل ، پیدا کردن یک فرد خاص ، غیره ) کام متفاوت از نگرانی های۵۵ سالگی است ( دیدن بزرگ شدن بچه ها که وارد مرحله بزرگسالی می شوند، باقی گذاشتن یک میراث، غیره.) رویدادهای بزرگ زندگی (ازدواج، ط ق ،تولدها، مرگ ها ، شغل های جدید ، بیماری ، غیره) دلیل دیگری برای تغییر “مقصود” است.

اهداف در برابر” مقصود” بسیاری از ما اهدافی در زندگی داریم: کوتاه مدت ، میان مدت یا بلند مدت. ولی چند نفر از ما از داشتن “مقصود”

حقیقی لذت می برد؟ اهداف متفاوت از مقصود هستند. اوکی ماتسوموتوی کارآفرین درهنگام ارایٔه مشاوره به سازمان ها این تمایز را این

گونه قایٔل می شود:” ستاره ی شمال را نشانه بگیرید نه قطب شمال را” باز آفرینیزندگی کاری خود را با استفاده از تابلوی طراحی و یافته های حاصل از بخش های پیش متحول – یا بازآفرینی – کنید

فصل ۶ : برای بازآفرینی خود آماده شوید

تغییر دادن نگاه

رایٔو معتقد است” مهم این است که یاد بگیریم درعین حفظ متانت و آرامش ،نیرومندانه بکوشیم” و ادعا می کند هیچ یک از این ایده ها را از خود نمی گوید. هر آن چه ارایٔه می کند از آداب و سنن روحی و فلسفی هزاران ساله ی مبتنی بر اصول و بنیان های زندگی بشری برآمده است.

شایدبه همین دلیل است که پیام او به طور وسیعی دربین کارکنان گوگل ، اعجوبه های هوش و غول های فناوری، پخش شد. حتی در این عصر دیجیتال که همه چیز با سرعت نور در حال تغییر است نیز، شیوه ی زندگی و کار ما توسط ویژگی هایی مستقل از زمان تنظیم می شود.

و این ویژگی های بشری است که باید هنگام بازنگری در مدل های کسب و کار شخصی مورد توجه قرار گیرد.هر کسی به دنبال رهایی از گفتگوهای مخرب درونی خود است، کیست که آرزوی بازآفرینی خود را نداشته باشد؟

بیایید از یک تجربه فکری که توسط فیلسوف بزرگ انگلیسی برتراند راسل، در اوایل ۱۰۵۵ کشف شده آغاز کنیم.

تصور کنید ۲۵ نفر به طور هم زمان به یک صندلی نگاه می کنند. هر یک از این ۲۵ نفر صندلی را متفاوت از دیگران می بینند.

۲۵ چشم انداز متفاوت از یک صندلی واحد ممکن است وجود داشته باشد.

آیا همه این چشم اندازها درست هستند؟ بله.

خوب، اگر همه این ها درست است، کدام یک صندلی است؟ هومممم…

پاسخ این است: هیچ یک. هر چشم اندازی فقط نمودی از صندلی است، نه خود صندلی . و در عین اینکه صندلی ممکن است یک واقعیت واحد باشد، افراد آن را از راه های کام متفاوتی تجربه می کنند.

درواقع ادراک ما از صندلی بیش تر ما را تحت تاثیر قرار می دهد، تا خود واقعیت صندلی. بنابراین تجارب واقعی از

صندلی در واقع صرفا بر مبنای نمودهای صندلی ( تصویر و زاویه ی نگاه ما) هستند، و نه خودواقعی صندلی.

نکته مورد توجه راسل این بود: ما هیچ گاه نمی توانیم واقعیت فیزیکی صندلی را به تمامی ببینیم یا دریابیم، علی رغم این که به وجودچنین واقعیتی آگاهیم. زاویه دید ما همیشه دانش ما را محدود می کند.

به هر حال!

اگر دور تادور دایره بچرخید، وبرای لحظه ای پشت هر یک از بینندگان بایستید و به صندلی نگاه کنید، خودتان به تفاوت چشم اندازهای مختلف پی خواهید برد.

بنابراین اگر ۲۵ نفر می توانند ۲۵ تصویر متفاوت از صندلی داشته باشند، شما می توانید به سادگی نگاه خود را به صندلی با عوض کردن جای خود تغییر دهید.

خلاصه، شما از قدرت خود برای درک متفاوت واقعیت استفاده می کنید.

هنگامی که انسان می اندیشد

این یک تلنگر است: درک متفاوت واقعیت، می تواند واقعیت را تغییر دهد.

همه ی آن چه شما درباره ی مسیر شغلیتان، زندگی عاشقانه تان، خانواده و دوستانتان می دانید، لزوما واقعیت نیستند. آن ها فقط ادراک شما از واقعیت هستند.

مدل های ذهنی فراگیر

وقتی برای بازآفرینی مدل کسب و کار شخصی خود آماده می شویم، خوب است که تمرین کنیم تا خود را از محدودیت های خودساخته برهانیم. شاید این تمرین برای شما آشنا باشد، تمرینی که معمولا به شرکت کنندگان کمک می کند تا درباره مدل ذهنی خود – همان پیش فرض های ناگفته – که خدمت موثری به فرد نرسانده اند،فکر کنند.

یک طرح ۰ نقطه ای روی یک برگ کاغذ بکشید.

۱.همه نه نقطه را به هم مرتبط کنید. ۲.بیش ازچهارخط مستقیم نکشید. ۳.قلمتان را از روی کاغذ بلند نکنید.
۴.خطوط می توانند با هر زاویه ای نسبت به

هم رسم شوند.

۵.پس از انجام کار، از هر نقطه باید یک خط عبور کرده باشد.

راه حل ( درواقع ) تفکر خارج از عادت است.
پیش فرض های ناگفته ای که اکثر ما می سازیم

– مدل ذهنی ما در مورد این معما

– این است که باید در داخل چارچوبی که با نه نقطه محدودشده بمانیم.

اما این معما با باقی ماندن در چارچوب این پیش فرض ها غیرقابل حل است. همانگونه که بنجامین زندر و روزاموندزندر نوشته اند، محدودیت ها همه ساخته می شوند :

“چارچوب هایی که ذهن ما می آفریند، آن چه را ممکن تلقی می کنیم مشخص – و محدود – می کند.هر مشکلی، هر دوراهی دشواری، هر پایان ناخوشایندی که خود را با آن روبه رو می بینیم، فقط در داخل یک چارچوب و از یک نگاه خاص حل ناشدنی می نماید. وقتی جعبه را بزرگ تر کنید، یا چارچوب دیگری برای داده ها خلق کنید، مشکل رنگ می بازد، و هم زمان فرصت های جدید پدیدار می شود.”

مثال های دیگری ازمعماهای وابسته به نگاه از این قرار است.
معادله زیر را ، با گذاشتن یک خط مستقیم تصحیح کنید:
۵۵۱=۵+۵+۵
یک راه حل ساده این است که خطی روی علامت مساوی گذاشته، آن را به≠ تبدیل کنیم. اما راه دیگری نیز وجود دارد. می توانید آن را بیابید؟

۵۵۱=۵۴۵+۵
نپذیرفتن این که واقعیات ساخته می شوند، ساده است.در صورتی که آن را یک “حرف بی معنی عصرجدید”، که صرفا حس خوبی ایجاد می کند بدانیم.

اما آن چه مهم است این است که نگاه “همه این ها ساخته شده اند”، عمیقا مفید است – فارغ از این که به صورت عینی درست باشد یا خیر.

رایٔو برای کمک به کار بیشتر روی مدل های ذهنی ( ادراک شما از واقعیت) تمرین دیگری پیشنهاد می کند که ببینید چطور مدل ذهنیتان کمک چندانی به شما نمی کند.

۱۱ ۹ ۸ ۷ ۶ ۵ ۴ ۳ ۲ ۱
شما کدام عدد را انتخاب می کنید؟
به چه دلیل آن را انتخاب می کنید؟ شاید شما یک و یا ده را انتخاب کنید و یا هر عدد دیگر به هر دلیلی. مهم اینست که شما باز خودتان را محدود ساخته اید. شما می توانید عدد را خارج از محدودیت ببینید عدد ۱۱ و … و ذهن خود را باز کنید.

فصل ۷ : مدل کسب و کار شخصی خود را دوباره طراحی کنید

رهبر تیم

انجام طراحی از آخر به اول به این معنا که آینده شغلی مطلوب و ایده آل خودش را تصویر کند و طی یک “مهندسی معکوس” آن را به امروز و وضعیت کنونی اش متصل کند.

گام های طراحی از آخر به اول :

۱.ترسیم مدل ایده آل به عنوان مدیر یا رهبر

۲.ترسیم مدل فعلی به عنوان مدیر فناوری

۳.بازنویسی داستان شخصی

۴.تشخیص اینکه به “مشتریانی” نیاز است که دارای شهرت جهانی در زمینه توسعه مدیریت هستند.

۵.جستجوی چنین مشتریانی

اقدام

یادبگیرید که به نتیجه برسانید

فصل ۸ : ارزش کسب و کارتان را حساب کنید

آن چه درآمد ماهانه به ما می آموزد

همه سازمان ها به یک مدل کسب و کار پایدار و بادوام نیاز دارند. “بادوام” در اینجا یعنی مقدار پول ورودی از پول خروجی بیشتر است ( در حالت کمینه ، همان مقدار پولی وارد می شود که خارج می شود.)

سود و درآمد

آن چه سود خوانده می شود، به زبان ساده باقیمانده درآمد پس از کسر هزینه هاست.

کسب درآمد تا اندازه ای که فقط برای پرداخت هزینه ها کفایت کند( به زبان ساده کسب و کار نقطه سربه سر) وضعیت بسیار ضعیفی برای افراد و سازمان هایی است که آرزویی بیش از حفظ بقا دارند.

“عایدی” و “سود” دقیقا به یک معنا هستند ولی ” عایدی” واژه مناسب تری است.
( در زبان عادی ) پول ورودی -پول خروجی = پول باقی مانده
( در زبان کسب و کار) فروش(عایدی ها) -هزینه ها= سود

صورت سود و زیان

صورت سود وزیان از بالا به پایین شامل سه بخش است: ۱)پول های ورودی،۲) پول های خروجی، و ۳)پول باقیمانده. درزبان کسب و کار این سه بخش به ترتیب فروش، هزینه ها و درآمد نامیده می شود.

پس مفاهیم ساده است. سازمان ها صورت سود و زیان را دست کم سالی یک بار و با اهداف زیر تهیه می کنند :

• تشریح عملکرد درآمدی • شناسایی هزینه های اضافی
• تحلیل چگونگی رشد یا کاهش فروش در طول زمان هزینه ها – فروش = سودها چگونگی استفاده از پول در سازمان ها

کسب و کار دولت سازمان های غیرانتفاعی
کمک های ب عوض هدیه ها کمک هزینه ها فروش محصو ت و خدمات(معمو با محدودیت های قانونی)
مالیات فروش اوراق قرضه فروش دارایی ها یا خدمات خاص
فروش پرداخت ها

بهره ها حق ا متیازها، و غیره
پول ورودی
هزینه برنامه ها حقوق اجاره ها خدمات زیرساخت عمومی، و غیره.
خدمات عمومی: تحصی ت،هزینه های س مت عمومی،هزینه های دفاعی، وغیره. زیرساخت های اجتماعی پرداخت بهره اوراق قرضه توزیع شده، حقوق کارمندان

دولت،مزایا،بازنشستگی، وغیره.
هزینه کا ها و خدماتی که فروخته می شوند حقوق اجاره ها خدمات زیرساخت عمومی، وغیره
پول خروجی
سرمایه گذاری روی برنامه ها، امکانات، و هزینه های کارمندان(معمو سازمان های غیرانتفاعی نمی توانند پول باقیمانده را بین صاحبان سهام و موسسان توزیع کنند.)
بازپرداخت وام ( پرداخت مقدار واقعی سرمایه گذاری شده توسط خریداران اوراق)سرمایه گذاری برای زیرساخت ها یا خدمات اجتماعی
سود توزیعی به صاحبان شرکت و یا افزایش سرمایه
پول باقی مانده

معنای بودجه قابل تصرف

سازمان ها و یا هر شخصی، باید از محل “بودجه قابل تصرف” خرج کنند . یعنی هر آن چه پس از کسر موارد قانونی باقی می ماند.

برای درک بهتر این گفته در عمل ، نگاهی به نحوه محاسبه “بودجه قابل تصرف” شرکت تولید کفش جاینت می اندازیم.
۴۰۰۰

۱۱۲۱

۲۸۸۰

۷۲۵ ۶۱۱ ۱۲۵ ۲۱۱ ۱۷۵ ۶۱۵ ۴۵۰
صورت سود و زیان ماهانه امیلی

کسورات قانونی

بودجه منزل
هزینه ها
مسکن
غذا
درمان
خودرو
خدمات زیرساخت عمومی سایر
“سود”

حقیقتی غافلگیرکننده درباره کسب وکار
حقوق

کار شرکت کفش جاینت با خرید موادخام برای تولید کفش ، با هزینه تقریبی ۳ د ر برای هر جفت کفش آغاز می شود.

سپس، کفش را از مواد اولیه با حدود ۴ د ر هزینه برای هر جفت می سازد. کفش های آماده با هزینه ای حدود ۱.۵ د ر برای هر کفش، به دست خرده فروش می رسد.

هزینه تولید کفش تا رسیدن به جایی که به فروش خواهد رسید، برای هر جفت کفش ۵.۵ د ر است.خرده فروش کفش را از جاینت به قیمت ۲۲.۵ د ر می خرد. بنابراین شرکت به ازای فروش هر جفت کفش ۱۴ د ر درآمد دارد.

این ۱۴ د ر ” حاشیه خاص” یا به اختصار” حاشیه” نام دارد. که نشان دهنده درآمد شرکت به ازای هر کفش بعد از کسر کل هزینه های تولید و پخش است . به تعبیری می توان گفت بودجه قابل تصرف شرکت جاینت ۲۲.۲٪

فروش است. شرکت جاینت از این ۱۴ د ر حاشیه خالص برای تامین هزینه های مختلفی استفاده خواهد کرد.

اگر همه کارهای برنامه ریزی ، تولید و فروش به خوبی پیش برود، شرکت جاینت نیز مثل امیلی درآمد خوب و سود باقی مانده خواهد داشت.

نکته مهم آن که شرکت جاینت ، حقوق کارکنان و سایر هزینه ها را از همین حاشیه خالص ، یا بودجه قابل تصرف پرداخت می کند.

پس برای پرداخت حقوق ۴۵۵۵ د ری امیلی ، جاینت باید ۴۵۵۵ د ر اضافی در بودجه قابل تصرف داشته باشد.

از آنجا که جاینت امکان خرج حدود ۲۲٪ ازآن چه از خرده فروش دریافت می کند را دارد، برای ۴۵۵۵ د ر حاشیه خالص، باید ۲۴۲۰ د ر بفروشد.

به سادگی می توانید با تقسیم هزینه ها بر درصد حاشیه خالص، مقدار پولی که برای تامین هزینه ها زم است را محاسبه کنید.( ۴۵۵۵ د ر تقسیم بر۵.۲۲۲ برابر است با ۲۴۲۰)
بهای شما چقدر است

 

شما چگونه به سازمان برای انجام این کار کمک می کنید؟

این یکی از رازهای تفکر در مدل کسب و کار است:

اینکه یک کارمند چقدر می ارزد، از طریق” ارزش” نهایی که برای “مشتری” ایجاد می کند، اندازه گیری می شود.
چگونه کارمندان از مشتریان حقوق می گیرند
۱۱۱۱مزایای امیلی

۱۱۲۱کسورات قانونی امیلی

۲۸۸۱بودجه قابل تصرف امیلی

ا
۳۱۳۶

هزینه تولیدوحمل ونقل ۳۵۱جفت کفش برای جاینت

۵۱۱۱

آن چه برای جاینت باقی می ماند تا به امیلی پرداخت کند.
۶۲۳۲ سود خرده فروش

۸۱۳۶

خرده فروش به جاینت پرداخت می کند
۱۴۲۶۸ مشتری می پردازد

(برای خرید بیش از۳۵۱جفت کفش)

چرا همه چیز این قدر گران است

با یک محاسبه سرانگشتی ، هر کارمندی درمی یابد که شرکت باید چیزی در حدود دو برابر حقوق را برای تامین هزینه های او تولید کند.

مث سا نه مازاد فروشی معادل ۰۲۵۵۵ د ر برای تامین کل هزینه های حقوق یک کارمند با حقوق سالانه ۴۵۵۵۵ دلار لازم است.

بسته به صنعت و درصد حاشیه سود، برای برخی کارکنان این محاسبه سرانگشتی تا سه برابر حقوق هم می رسد.

وقتی به هزینه هایی که برای فعال بودن یک کسب وکار زم است، و منطق قیمت گذاری کا ها و خدمات، فکر کنید، درک اینکه چرا همه چیز این قدر گران است ساده تر می شود.

آیا تعجبی دارد که چرا سازمان ها اینقدر مشتاقانه و به شدت به دنبال افزایش حاشیه خالص هستند؟ تا اینجا باید درک درستی از این دو مورد داشته باشید:

۱) چگونگی تصمیم گیری “مشتریان” درباره بهای شما برای سازمانشان و ۲) چگونگی محاسبه حقوقی که به دنبالش هستید. درباره این موضوعات فکر کنید ، چرا که

زمان آزمودن مدل کسب و کارتان فرا رسیده است.

این کلمات را به خاطر بسپارید: درآمد

پول ورودی

هزینه ها

پول خروجی

سود

آن چه پس از کسر پول خروجی از پول ورودی باقی می ماند

صورت سود و زیان

خ صه ای از درآمدها و هزینه ها در طول بازه مشخصی از زمان ، معمو سه ماهه یا یک ساله

فروش

پولی که از فروش محصو ت و خدمات بدست می آید

عایدی

فروش به اضافه بهره، اجاره ، حق ا متیازها ، و سایر درآمدهای غیرعملیاتی

حاشیه یا حاشیه خالص

فروش منهای هزینه های کا و خدمات فروخته شده( معمو معادل درصدی از فروش محاسبه می شود )

هزینه کا ها یا هزینه فروش

هزینه مستقیمی که به فروشنده کا و خدمت پرداخت می شود
نقطه سر به سر

نقطه برابری پول های ورودی و خروجی

کل هزینه های حقوق

تمامی هزینه های یک کارمند شامل حقوق ، بیمه درمانی ، پرداخت های قانونی برای بازنشستگی ، مالیات ، و مانند آن

فصل ۹ : مدل خود را در بازار بیازمایید

آیا مدل شما با واقعیت مشتری تطابق دارد؟

ار.جی.رینولدز ۴۵۵ میلیون د ر را در ارایٔه سیگارهای بدون دود پریمیر و اکلیپس از دست داد : غیرسیگاری ها عاشق این ایده بودند – اما مشتریان (سیگاری ها) کمترین توجه ممکن را نشان دادند.

کارآفرینان هوشمند مدل های کسب و کار سازمانی خود راپیش از اجرا به طور کامل مورد آزمون و ارزیابی قرار می دهند. ما هم حداکثر ت ش خود را انجام می دهیم تا از مثال کارآفرینان استفاده کرده و اعتبار مدل های کسب و کار شخصی خود را بسنجیم.

درک کنیم نیاز واقعی مشتری چیست و کسب و کارمان را مورد آزمون و ارزیابی قرار بدهیم قبل از اینکه به سراغ تولید انبوه برویم.

چگونه یک مدل کسب و کار را بیازماییم

برای آزمون فرضیه ها در اجزای سازنده تابلوی طراحی مدل کسب و کار یک صفحه ای خود، با مشتریان بالقوه تان م قات کنید. اگر بازخوردهای مشتریان نشان داد که نیاز به تغییر وجود دارد ، به عقب بازگردید و اجزای سازنده مربوط را اص ح کنید ( این کار”چرخش” نامیده می شود). این فرآیند را با دیگر مشتریان بالقوه نیز تکرار کنید.

هنگامی که مدل مناسب به نظر رسید، سعی کنید با” فروش” آن به یک مشتری اعتبارآن رابسنجید. اگر مشتریان آن را نخریدند، دوباره چرخش انجام دهید و مدل خود را براساس د یل عدم خرید اص ح کنید. هنگامی که مشتری مدل شما را بخرد، یا شما استخدام شده اید یا آماده هستید تا به عنوان یک کارآفرین مشتریان جدید ایجاد کنید.

بیرون بروید!

کار را با مخاطبانی که به آن ها نزدیک تر و صمیمی تر هستید آغازکنید: با خانواده، دوستان، همسایه ها، همکاران، اعضای کلیسا یا مجمع حرفه ای و دیگر افراد در شبکه شخصی خود صحبت کنید. به آن ها بگویید در حال بازآفرینی شغل خود با اهداف جدید هستید.

ازآن ها بپرسید آیا کسی را می شناسند که ع قه حرفه ای نسبت به اهداف شما داشته باشد. تا جایی که می توانید اسم و مخاطب خاص به دست آورید. این اسامی، مرجع شما هستند.

در مرحله بعد، با مرجع جدید خود تماس برقرار کنید. اصل مهم در اینجا نزدیک شدن به افرادی است که با کسانی که ما با آن ها ارتباط” گرم و صمیمی” داریم، مرتبط هستند – دوستان دوستان ما، یا حداقل آشنایان آشنایان ما. از “تماس سرد” – نزدیک شدن به افراد بدون معرفی بپرهیزید.

برقراری ارتباط با یک مرجع برای اولین بار؟

یک نفس عمیق بکشید، تلفن را بردارید و لحن و گفتار زیر را امتحان کنید:

سلام ماریلن ، من امیلی اسمیت هستم. شما را سالی مک کرمیک به من معرفی کرد. من متخصص امور لجستیک هستم و علاقه بسیار زیادی به روش های جدید پیاده سازی راه کارهای پایدار در سطح سازمان دارم. متوجه شدم که شما در این زمینه یک فرد خبره هستید. علاقه مند شدم تا اطلاعات بیشتری در مورد این که چگونه شما و شرکت پراسپکت به این مسیٔله پرداخته اید، به دست آورم. هفته آینده سه شنبه یا چهارشنبه بعدازظهر ۲۵ دقیقه فرصت دارید تا برای نوشیدن قهوه هم دیگر را ببینیم و در این مورد صحبت کنیم؟

نفس خود را بیرون دهید. آرام بمانید منتظر پاسخ شوید. اگر صادقانه صحبت کرده باشید، پاسخ مثبتی دریافت خواهید کرد.
پیشروی کنید

در اینجا چندین نکته برای شروع سریع بحث و کمک به شما در شناخت مدل کسب و کار شخصی یا سازمانی مخاطب مورد مصاحبه شما ارایٔه شده است:

“به من بگویید که چطور ……………….. آغاز کردید و چه چیزی شما رابه سمت همکاری با شرکت ………………سوق داد.”

“اکنون چگونه اهداف مرتبط با ……………………. را دنبال می کنید؟”

“در مورد موضوع …………………. با چه کسانی مشکلات و دغدغه های مشابه دارید؟ مشتریان؟ تامین کنندگان؟ قانون گذاران؟اعضای جامعه؟”

“چگونه تاثیر اقتصادی خود را اندازه گیری می کنید؟”

اگر خوش شانس باشید مصاحبه شوندگان ممکن است به کاری که برای مشتری انجام می دهند، یک شریک کلیدی یا جنبه های دیگر مدلشان اشاره کرده و یا به صورت باز در مورد آن صحبت کنند.اگر چنین بود، سؤال های شفاف کننده بپرسید و تفکرات مصاحبه شونده را دوباره بیان کنید تا زمانی که او به طور مشتاقانه با تفسیر شما موافقت کند( مسایٔل را اکنون شفاف کنید، زیرا بعدا باید بر روی پژوهش و آماده سازی یک پیشنهاد برای کار با این مشتری متمرکز شوید، نه آن که مجددا در مورد چیزهایی که او گفت فکر کنید). حتی ممکن است مشتری در مورد ارزش ایجادشده توسط شما و یا بخش های دیگری از مدلتان از شما سؤال بپرسد.

اگرمصاحبه شما واقعا خوب پیش می رود – و البته با توجه به میزان رسمیت شرایط و دامنه کمکی که خواهان ارایٔه آن هستید – می توانید ب فاصله یک پیشنهاد همکاری ارایٔه دهید. اگر اوضاع به این ترتیب پیش رفت ، آماده باشید تا در مورد جزیٔیات چگونگی کمک خود و هم چنین نحوه جبران خدمات خود بحث کنید.

سؤال اسرارآمیز

در اینجا یک سؤال با قدرت معجزه آسایی برای استخراج بینش های عمیق از مکالمات عادی ارایٔه شده است:

“من چه چیز دیگری باید در مورد …….. بدانم؟” برای مثال: “خوب ، من چه چیز دیگری باید در مورد پیاده سازی راهکارهای پایدار در شرکتی مانند پراسپکت بدانم؟”

چرا این سؤال این قدر قدرتمند است؟اکثر افراد حرفه ای تیٔوری هایی در مورد چالش ها ، فرصت ها و با وپایین های حرفه خود دارند و پذیرای فرصت هایی برای به اشتراک گذاشتن ایده ها هستند. شما به سادگی او را دعوت به این کار می کنید – به عنوان یک شنونده صادق که مشتاق است بینش های فرد مصاحبه شونده را که از طریق تجربه های سخت و متفاوت به دست آمده است، گوش کند.

تصمیم به کارآفرینی

در هنگام آزمودن مدل خود ، ممکن است این واقعیت را کشف کنید که با آن که قصد شما کار به عنوان یک کارمندیا پیمانکار است، راه اندازی یک سازمان برای خودتان گزینه مطلوب تری باشد. برعکس، ممکن است به این نتیجه برسید که با آن که قصد شما راه اندازی یک سازمان برای خودتان بوده است، یک موقعیت کاری جذاب به عنوان کارمند یا پیمانکار در سر راه شما ظاهر شده است.

در هر دو حالت، شما با تصمیم کارآفرینی رو به رو هستید:آیا شما باید کسب وکار خود را راه اندازی کنید یا به دنبال آن باشید که به گونه ای مناسب، مدل کسب و کار شخصی خود را در یک سازمان بزرگ تر قرار دهید.

اگر مدل کسب و کار شخصی شما با انتظارات مخاطب تطابق نداشت آن گاه چه کاری انجام دهید

هنگامی که در مورد مدل خود با دیگران صحبت می کنید، آیا شنوندگان سر خود را با می گیرند و صاف تر روی صندلی خود می نشینند؟ اگر جواب منفی است، چندین عامل ممکن است این عکس العمل را ایجادکرده باشد.

آیا مدل شما به لحاظ احساسی ترغیب کننده است؟ اگر نه، مطمیٔن شوید که زبانی که از آن استفاده می کنید ساده، قابل فهم و مناسب محیط حرفه ای مورد هدف شما است. برخی از اوقات ارایٔه محتوا با یک نگاه تبلیغاتی مناسب، تفاوت بسیار زیادی ایجاد می کند.

آیا مدل شما به مسایٔل یا فرصت های واقعی اقتصادی می پردازد ؟ تعداد کمی از سازمان ها صرفا برای د یل اجتماعی و سیاسی پول خرج می کنند. در مورد این موضوع دوباره فکر کنید که مدل شما چگونه می تواند تغییری اقتصادی برای مشتریان ایجاد کند.

آیا شما پشتیبان معتبری برای مدل خود هستید؟ آیا مشتریان می توانند مطمیٔن باشند که شما میل به موفقیت،سوابق ،تجربه و مهارت های – منابع کلیدی – مورد نیاز برای پیاده سازی مدل خود را دارید؟اگر شمانسبت به این که مشتریان بالقوه چه تصویری ازشما دارند، تردید دارید، بپرسید!

آماده شوید تا اعتبار مشتریان را بسنجید

شما سازمان های جذابی را یافته و با آن ها قرار م قات گذاشته اید – احتما برخی از آن ها مشتریان خوبی هستند. اگر احساس می کنید برای فروش آماده هستید و اشتیاق دارید یک سازمان خاص را به عنوان یک مشتری به دست آورید، مراحل بعدی به شرح زیر توصیه می شود:

۱.درمورد سازمان تحقیق کنید

۲.با یکی از تصمیم گیران سازمان قرار م قات تنظیم کنید

۳.پیشنهاد کمک به سازمان را در قالب یک کار خاص ارایٔه دهید

چگونه داده های داخل سازمان ها را به دست آوریم

مدل کسب و کار یک یا دو مشتری بالقوه ای که برای خود مشخص کرده اید را رسم کنید – و افزودن،حذف، اضافه کردن و کاهش دادن عناصر اجزای سازنده را بر روی آن ها آزمایش کنید.

سعی کنید ارزش ایجاد شده را به طور دقیق تعریف کنید و بفهمید کدام یک از اجزای سازنده مشکل دارد.

 

مدل کسب و کار شما

کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

درباره علیرضا جعفری

علیرضا جعفری
علیرضا جعفری موسس وب سایت کسب و کار شما و مدرس و مشاوره در زمینه راه اندازی و بهبود عملکرد کسب و کار

همچنین بررسی کنید.

مدل های کسب و کار

مدل کسب وکار ها در اقتصاد جدید

مدل کسب و کار ها در اقتصاد جدید مدلهای کسب و کار در اقتصاد جدید …

یک پیام

  1. ممنون از اطلاعات مزایده ای که قرار دادید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *