صفحه نخست / فیلم های آموزشی / همدلی در کسب و کار (قسمت سوم)
کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

همدلی در کسب و کار (قسمت سوم)

درس سوم از دوره همدلی در کسب و کار در مورد

سومین قانون طلایییعنی کنترل شرایط موجود

با استفاده از فرمول حذف دیوارهایفیزیکی و ذهنی

در کسب و کار است.

 

برای حفظ دوستی و روحیه همکاری؛ عوامل اصلی و یا تعداد کارمندان برای داش یک عملکرد مطلوب و ایده آل در یک کارخانه و یا یک کسب و کار بزرگ؛ باید حداکثر ۱۵۰ نفر باشد. این رقم جاودیی است. این نظریه ای که در دنیا اثبات شده و خیلی ها بهش اعتقاد دارند که نظریه کام مثبت و قابل اجراست. پرفسور رابین دانبار مردم شناس انگلیسی و استاد گروه روان شناسی تجربی دانشگاه آکسفورد می گوید؛ مردم به وضوح نمی توانند با بیش از ۱۵۰ نفر ارتباط نزدیک و صمیمانه ای داشته باشند.

حتی نخستین گروه های انسان های خردمند هم؛ در قبیله های شکارچی زندگی می کردند؛ که حداکثر تعداد اعضای آنها بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر بود. این رقم جادویی؛ تعداد روابط صمیمانه و نزدیکی است که بطور ذاتی از عهده آنها بر می آییم.

در گروه های سازمانی بزرگی که تعداد پرسنل آنها بیش از این تعداد است؛ اگر اعضای آنها برای کمک به کنترل و مدیریت اوضاع در شرایط مختلف و سخت؛ همدل نباشند؛ مسلماً منجر به بروز اختلال در روند امور و در نهایت فروپاشی سازمان می شود. به همین دلیل است که مدیران ارشد کسب و کار باید به مدیران میانی اعتماد کنند و تا حدی آزادی عمل به آنها بدهند.

ممکن است خیلی از دوستان این سوال در ذهن شان ایجاد شود که کسب و کارهای ما کوچک تر از این تعداد است و فرایند کارمان به صورتی نیست که نیاز به این تعداد نیرو داشته باشیم؛ پس ما از چنین چیزی مبرا هستیم و با توجه با تعداد نیرویی که داریم همدلی در بین مجموعه ما به راحتی وجود دارد. منظور از تشکیل گروه های کوچک تر صرفاً این موضوع است که ما نیازهای کارکنان مان را بتوانیم راحت تر بشناسیم و بتوانیم در مواقع ضروری آن فرد را همراهی کنیم.

این طبیعی است که اگر تعداد نیرو کمتر باشد و یا متشکل از گروهای کوچک تر باشد؛ به راحتی می توانیم این نیازها رو متوجه بشویم. وقتی بیشتر دقت می کنیم؛ دلیل همدل بودن این مدل گروه ها منطقی به نظر می رسد.

اولین دلیل زمان است.

زمان ثابت است و یک روز ۲۴ ساعت است. اگر ما با توجه به بزرگتر بودن مجموعه وقت کمی را صرف شناخت کارکنان خودمان بگذاریم؛ مطمیٔن باشید که شناخت عمیقی شکل نمی گیرد و در نتیجه حس اعتماد و همدلی هم کمتر ایجاد می شود.

دومین دلیل گنجایش مغز است.

واضح است که مغز نمی تواند همه را به خاطر بسپارد. زمانی که اعضای گروه بیش از ۱۵۰ نفر باشند؛ احتمال سخت کوشی و کمک مردم به یکدیگر کاهش می یابد. این کشف بسیار مهمی است؛ چرا که بسیاری از کسب و کارها با تمرکز بر بازده مالی سعی می کنند تا رشد و شکوفایی خود را مدیریت کنند.

اگر در یک گروه واتس اپ یا تلگرام و یا هر شبکه اجتماعی دیگه ای ۱۰۰۰ عضو وجود داشته باشد؛ به احتمال زیاد همه آنها را نمی شناسید و آنها نیز شما را نمی شناسند. در سازمان های کوچکی که امکان آشنایی با همه ی افراد وجود دارد؛ انجام کارهای لازم برای مراقبت از آنها آسان تر است.

این یک واقعیت است که باید آن را بپذیریم، همه انسانها بیشتر به مراقبت از کسانی راغب هستند که آنها را می شناسند. اگر یکی از کارگران کارخانه؛ کارمند بخش حسابداری را بشناسد و کارمند حسابداری هم کارمند بخش تاسیسات را بشناسد؛ احتمال کمک آنها به یکدیگر افزایش می یابد. وقتی یک مدیر امکان آشنایی با تمام اعضای گروه را داشته باشد؛ مسیٔولیت مراقبت از آنها به مسیٔله ای شخصی تبدیل می شود. هر مدیری؛ زمانی که مسیٔولیت گروهی را می پذیرد؛ به تدریج گروه را همانند اعضای خانواده خودش می بیند. مسلماْ یکی از علایٔم گسترش بیش از اندازه ی گروه این است که احساس مالکیت دو جانبه میان مدیر و افراد به مرور زمان کمرنگ شود و رفتارهای خودمانی جایگزین رفتارهای رسمی شود؛ در این صورت هدایت عملی و موثر سخت می شود. به عبارت دیگر؛ برای سازمان های بزرگتر تنها راه مدیریت بهینه در مقیاس گسترده و حفظ قدرت حلقه ی امن؛ اتکا به سیستم سلسله مراتبی است ولی در کسب و کار های کوچیک تر چنین مسایٔلی کم تر مورد اهمیت قرار می گیرد.

مدیر عامل ها معمولاً این فکر را می کنند که همیشه و در همه شرایط در حال مراقبت از کارکنان شان هستند؛ اما تا زمانی که سردی میان مدیر و کارکنان کمتر نشود؛ مراقبت و محافظت شکل واقعی و عملی به خود نمی گیرد.

تنها راه عملی برای مدیریت بهینه و موثر؛ اعطای قدرت و اختیارات به سطوح مختلف مدیریت است.

تجربه ثابت کرده است، در شرکت های بزرگ تر یعنی شرکت هایی که صدها و یا هزاران کارمند دارند؛ و آنها را در گروه هایی کمتر از ۱۵۰ نفر دسته بندی نکرده اند؛ کارمندان بیشتر به برقراری رابطه دوستانه در خارج از محیط کاری خود گرایش دارند.

هرچه گروه همکاران ما بزرگتر باشد؛ کمتر به برقراری روابطی دوستانه و اعتماد به آنها تمایل داریم. مطمیٔن باشید اگر بدنبال موفقیت در کسب و کار هستید یک راه حل ساده همین کنترل کردن امور جاری شرکت با ایجاد همدلی و حس خوب بین کارمندان صورت می گیرد؛ دیوارهای بتنی، فیزیکی و این دیوارهای ذهنی که در سازمان ها و کسب و کارها ایجاد شده را بردارید؛ کسب و کارها را به بخش ها و گروه های کوچک تبدیل کنید تا این حس همدلی و همراهی به سادگی در بین کارکنان شما جاری بشود.

کاری کنید تا این حس همدلی و همراهی به سادگی در بین کارکنان شما جاری بشود.

متشکر از شما که در این درس همراه من بودید.
موفق و پایدار باشید.

علیرضا جعفری

مشاور کسب وکار در بندرعباس
مدیر وب سایت کسب و کار شما

نظر شما درباره «همدلی در کسب و کار (قسمت سوم)» منتظر شنیدن نظرات شما هستیم.

برای دانلود ویدئو، اینجا کلیک کنید.

کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

درباره علیرضا جعفری

علیرضا جعفری
علیرضا جعفری موسس وب سایت کسب و کار شما و مدرس و مشاوره در زمینه راه اندازی و بهبود عملکرد کسب و کار

همچنین بررسی کنید.

طراحی نقشه کسب و کار

بخش اول از فیلم طراحی نقشه کسب وکار

طراحی نقشه کسب و کار بخش اول در این بخش در خصوص چرخه عمر محصولات …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *