صفحه نخست / مقالات / راهنمای کسب و کار موفق / ارزش آفرینی یک نیروی کار
کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

ارزش آفرینی یک نیروی کار

نگاهی تازه به ارزش آفرینی یک نیروی کار

نیازهای بشری انسان را وادار می‌کند تا به دنبال تأمین و برآورده کردن مایحتاج و نیازهای خود قدم بردارد، این نیازها گاهی شخصی و فردی است و گاهی اجتماعی؛ اما بشر برای رسیدن به اهداف و خواسته‌هایش در زندگی باید هزینه آن را بپردازد، حال این هزینه را چگونه و از کجا به دست بیاورد برای او اهمیت خاصی پیدا می‌کند زیرا این هزینه‌ها گاه مالی است و گاهی با جان، عمر و مهارت (تخصص) انسان برابری می‌کند، یعنی گاهی انسان برای رسیدن به آنچه نیاز شخصی خود می‌داند، مقداری پول و رکن اصلی درآمدزایی هر فرد، که همان مهارت و تخصص می‌باشد را هزینه می‌کند و به خواسته‌اش می‌رسد و گاه این خواسته او، شخصی و خصوصی نیست بلکه یک خواسته و نیاز اجتماعی است، کارفرما و نیروی کار را می‌توان مصداق این مقوله دانست، زیرا نیروی کار به خاطر برآورده شدن مسائل مالی شروع به کار می‌کند ولی همیشه انگیزه او از کار کردن تنها درآمد و تحصیل پول و سرمایه نیست، البته کارفرما هم همین‌گونه است گرچه ممکن است انسان در نگاه اول چنین تصور کند که کارفرما به دنبال افزایش سرمایه و سود کار و فعالیت اقتصادی را شروع کرده است ولی اگر هم به دنبال این هدف باشند باز هم نفع اقتصادی و اجتماعی آن‌ها برای جامعه قابل‌انکار نیست، منتهی در این رابطه باید دنبال این باشیم که به بهترین نحو این رابطه ادامه پیدا کند و هر دو طرف از این ارتباط منفعت ببرند، اینکه هر دو طرف مسئله کارفرما و نیروی کار به خواسته‌های خود برسند متفرع بر این است که هر کسی حقوق خودش را بشناسد.

تعریف نیروی کار و کارفرما

نیروی کار: فردی که به هر عنوان به دستور کارفرما در مقابل دریافت حقوق یا مزد کار می‌کند. پس ملاک نیروی کار دریافت مزد و تبعیت از دیگری است؛ یعنی کار او در خدمت دیگری باشد.

با توجه به تعریف فوق، ملاک نیروی کار بودن، نوعی رابطه حقوقی با طرف مقابل است.

کارفرما: فردی است که سرمایه و وسایل کار یک اداره یا موسسه تولیدی یا خدماتی را دارد ولی برای تولید کالا یا ادامه خدمات، باید از نیروی کار دیگران استفاده نماید. از دیدگاه حقوقی، کارفرما طرف قرارداد کار است و سرمایه و دارایی او تضمینی برای اجرای تعهدهایی است که در برابر نیروی کار به عهده دارد.

توجه بیشتر به حقوق نیروی کار

بر اساس این تعریف می‌بینیم گرچه ارکان کار و تولید سه رکن نیروی کار و کارفرما و سرمایه است ولی در این میان نیروی کار بیشترین تأثیر را دارد زیرا او از جسم و هستی و مهارت خودش که همه سرمایه اوست در این راه استفاده می‌کند و به‌طور کامل در اختیار و در خدمت تولید و نفع رساندن به جامعه است و حال آنکه دو رکن دیگر یعنی کارفرما و سرمایه تماماً در اختیار او نیست و به مقداری از آن اکتفا شده است، بنابراین به نظر می‌رسد توجه کارفرما باید بیشتر معطوف به نیروی کار باشد و حال‌آنکه در برخی از موارد حتی در کشورهای پیشرفته دنیا می‌بینیم که کارفرمایان اولویتشان تولید بیشتر و افزایش سرمایه و تبدیل شدن به یک برند اجتماعی هست و در این میان در حق نیروی کار بی‌انصافی می‌شود، حتی در مواردی اگر نیروی کار به دستگاه‌های حمایتی که در قانون برای او در نظر گرفته‌شده است مراجعه کند و به دنبال حقوق فردی و قانونی خود باشد می‌بینیم کارفرمایان به دلیل داشتن وکلای مختلف مانند وکیل حقوقی و مالی و… حتی‌الامکان حقوق نیروی کار را نادیده می‌گیرند غافل از اینکه اگر کارفرما بتواند به حقوق نیروی کار بیشتر احترام بگذارد در حقیقت به خودش احترام گذاشته است و موجب خواهد شد تا نیروی کار هم بیشتر احساس امنیت شغلی کرده و با جان و دل کار کند ولی اگر نیروی کار احساس کند که در حق او کوتاهی می‌شود و یا به عبارتی مورد ظلم کارفرما قرار گرفته است اگرچه به‌ظاهر کارش را انجام می‌دهد ولی چون با دل و جان کار نمی‌کند حتماً نتیجه بخشی کارش پایین خواهد بود.

شاید بتوان گفت یکی از عواملی که در کشورهای در حال‌توسعه که هزینه تولید بالاست همین است که کارفرما نمی‌تواند با نیروی کار ارتباط خوبی داشته باشد و بتواند او را قانع کند که در ازای حق‌الزحمه‌ای که دریافت می‌کند کارش را به نحو احسن انجام دهد، به نظر می‌رسد اگر کارفرما که به نحوی سرپرست نیروی کاران است بتواند مانند پدری مهربان به فکر برآورده شدن خواسته‌های مجموعه تحت امرش باشد و ارتباط عاطفی و کاریش را به نحو احسن مدیریت کند حتماً سود این احترام قائل شدن برای کار نیروی کاران به او بر خواهد گشت و در این رابطه همه احساس خوشایند و رضایتمندی خواهند داشت؛ اما متأسفانه بیشتر کارفرماها اصلا به نیروهای کار توجه ندارند و قدر آنان را نمی‌دانند.

برای ایجاد و ادامه رابطه بین نیروی کار و کارفرما هر کدام باید با وظایف خود آشنا باشند و در این زمینه به‌قصد خدمت به دیگری گام بر دارد و این مستند بر این است که اول ارزش و حقوق خود را بشناسند، اگر نیروی کار فقط به‌قصد درآمد مالی به کارش نگاه کند حتماً به‌اندازه برآورده شدن حاجتش کار خواهد کرد و نه بیشتر اما اگر قصدش این باشد که اولاً به جامعه خدمت کند و در کنار خدمت، هنرمندی و توانایی خودش را هم به نمایش بگذارد حتماً هم ماندگاری کارش بیشتر می‌شود و هم احساس لذت و آرامش بیشتری خواهد داشت زیرا هم نام نیک از خود به‌جای می‌گذارد و هم به مقصود و خواسته مالیش خواهد رسید و در کنار این دو حتماً آسایش و رضایتمندی او از کار و کارفرما هم بیشتر خواهد بود.

در این میان گاهی برای کارفرما ممکن است این شبهه پیش بیاید که اگر ارزش واقعی نیروی کار را نشان بدهد برخی از نیروی کاران دیگر درست به وظایفشان عمل نکنند و به نحوی مشکل تراشی کنند لذا می‌بینیم برخی از کارفرمایان نسبت به نیروی کاران بی‌مهری و یا به نحوی سخت‌گیری می‌کنند، باید به این‌گونه از کارفرمایان بگوییم آیا اگر فرزندتان هم زیرمجموعه شما باشد به همین نحو با آن برخورد می‌کنید یا تصمیم دیگری می‌گیرید؟ اگر نیروی کار نقش یک فرزند خوب را برای کارفرما به‌عنوان پدر بازی کند حتماً کارفرما هم به او محبت خواهد کرد.

حکما گفته‌اند اگر نیروی کاری را برای انجام کاری اجیر کرد حتماً اول با او مزدش را تمام کند و در پایان انجام کار مقداری بیشتر از مزدش به او بدهید تا خوشحال از سرکار به خانه برگردد و همیشه منتظر باشد تا دوباره آن کارفرما به دنبال او برود تا بتواند لطف او را جبران کند.

اگر کارفرما از دید نیروی کار به خودش نگاه کند حتماً خواسته‌های او را برآورده خواهد کرد و رفتاری با او خواهد داشت که انتظار دارد یک کارفرما با او داشته باشد.

موفق و پایدار باشید

علیرضا جعفری

کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

درباره علیرضا جعفری

علیرضا جعفری
علیرضا جعفری موسس وب سایت کسب و کار شما و مدرس و مشاوره در زمینه راه اندازی و بهبود عملکرد کسب و کار

همچنین بررسی کنید.

هنر مشارکت آفرینی

خلاصه کتاب هنر مشارکت آفرینی

خلاصه کتاب:  هنر مشارکت آفرینی انتشارات: فرا منبع: سازمان مدیریت فرا،ناشر مدیریت فردا   دانلود …

یک پیام

  1. واقعا عالی بود مرسی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *