صفحه نخست / مقالات / راهنمای کسب و کار موفق / ۳ راه کار برای معماری برندهای شخصی
کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

۳ راه کار برای معماری برندهای شخصی

برای اینکه با معماری برندهای شخصی آشنا شویم باید بدانیم که هر فردی دارای برند شخصی منحصر به فرد خود است که در نام، نشان و ویژگی های ظاهری و دیگر خصوصیت های همراه وی نظیر مهارت ها و داشته های حرفه ای، مختصات شغلی، سبک تعامل، ظاهر، ویژگی های شخصی، علائق، فعالیت ها، دوستان، خانواده و … او تجلی می یابد.

معماری برند های شخصی
معماری برند های شخصی

معماری برند شخصی

برند شخصی افراد عبارت است از ادارک ذهنی مخاطبان از ویژگی ها، تجربیات و شایستگی های یک شخص است.

معماری برندهای شخصی افراد تمامی ارتباطات و مناسبات آن ها را تحت الشعاع قرار داده و نوع ادراک و تصور دیگران نسبت به آن ها را شکل می دهد. منزلت، احترام، محبوبیت و شان اجتماعی افراد، وابستگی تنگاتنگی با برند شخصی آنها دارد.

گفتنی است که می شود در خلال زمان و ایجاد شرایطی، برند شخصی خود را مدیریت و معماری آن را مهندسی کرد. دیوید آکر، ناشر ومولف بالغ بر ۱۵ کتاب و ۱۰۰ مقاله در حوزه های مختلف برند، راهکاری سه جانبه برای تحت کنترل گرفتن و مدیریت بر معماری برندهای شخصی ارائه می کند.

نکته: 

به یاد داشته باشیم که هر یک از ما، هم اینک دارای یک برند هستیم و سایرین ما را با ویژگی هایی می شناسند. برندهای شخصی، عموماً با دو عامل تخصص و ویژگی های رفتاری شکل می گیرند.

راه کار اول: قطب نمای ذهن خود را به کار بیندازید:

برند شخصی ما نیاز به چشم اندازی راهبردی دارد و این چشم انداز می بایست آینه ای تمام قد از چیزی باشد که قصد دست یافتن به آن را داریم. شاید در نگاه نخست کمی عجیب باشد، اما تنها عزم کردن و تصمیم به مدیریت برند، گاه می تواند نقطه عطفی در ایجاد تحولات آتی باشد.

لذا عزم خود را برای ایجاد برندی پایدار و محبوب جزم کنید و چشم اندازی روشن برای خود ترسیم کنید.

لازم است تا در ابتدا به شناختی عمیق از خود و ویژگی های شخصی مان دست یابیم. در این مرحله به سوالاتی که در ادامه مطرح می شود پاسخ دهید تا با شناختی دقیق از خود و چشم اندازتان دست یابید.

با این سوالات خود را بهتر بشناسیم

پاسخ دادن به این گونه سوالات کمک زیادی به ما خواهد کرد که معماری برندهای شخصی خود را تکمیل کنیم.

  • تصور فعلی افراد از من چیست؟
  • مردم و اطرافیان چه برداشتی در خصوص شخصیت، مهارت ها، فعالیت ها و استعدادها و داشته های من دارند؟
  • انتظار دیگران در خصوص استعدادها و انگیزه های من از چه قرار است؟
  • دارایی ها و داشته هایم کدام است؟
  • مواردی مثل تحصیلات، ویژگی های شخصیتی و مهارت ها، در چه اموری استعداد دارم و عملکرد خوبی را به نمایش می گذارم؟
  • در چه مواردی علاقمند هستم تا در خود بهبود ایجاد کنم؟
  • برنامه هایم برای خود ارتقایی یا تغییر در خود چیست؟
  • آیا برنامه ای برای مهارت آموزی، انجام کارهای جدید و یا به کار گرفتن مهارت های فعلی خود دارم؟
  • دوست دارم مردم من را به چه ویژگی هایی بشناسند؟
  • انگاره ی مطلوب من چه تفاوتی با واقعیت موجود دارد؟
  • آیا تصویر فعلی برند شخصی ام در ذهن مخاطبان، توانسته ویژگی های منحصر به فرد من را به نمایش بگذارد؟و آیا دارای وجه ی لازم است و یا لازم است دستخوش تغییر شود؟

باید گزینه های متعددی از وجوه مختلف یک برند شخصی را داشته باشیم تا بتوانیم در نهایت تصویری متمایز، از برند خود را به دیگران انقال دهیم.

بنابر این اولین گام در معماری برندهای شخصی، شناسایی شایستگی های درونی و ارتقای آن است. یک برند شخصی مطلوب، در بردارنده ی تمامی عناصر مطلوب فردی با کمی چاشنی بلند پروازی و جاه طلبی است. صادقانه به این سوال پاسخ دهید که واقعاً دوست دارید با چه ویژگی شناخته شوید؟

چگونگی درک دیگران از برند شخصی ما

ادارک ذهنی دیگران از ما وابسته به کوشش ها و سخت کوشی ما و از آن مهمتر مرهون سبک مدیریت ما روی برند شخصی مان است.

خویشتن را بشناسید و برای خود یک منشور برند از فهرست توانایی ها و شایستگی ها، تجارب، افتخارات و وجوه تمایزتان ایجاد کنید.

نقل قول های دیگران به ویژه افراد دلسوز از خود را جدی بگیرید و آمیخته ی معماری برندهای  شخصی تان را به وجود آورید.

این آمیخته متشکل از هفت C  است که از سرواژگان زیر تشکیل یافته است:

  • اولین c : همان شایستگی های افراد است.(Competency).
  • دومین c: میزان تعهد است. ( Commitment).
  • سومین  c: نشانگر ویژگی های شخصیتی و تیپ شخصیتی افراد است.(Character).
  • چهارمین c:  میزان اعتماد به نفس و عزت نفس اشخاص را نشان می دهد.(Confidence).
  • پنجمین c:  نشان دهنده ی ثبات قدم افراد است.(Consistency).
  • ششمین c: خلاقیت افراد است.(Creativity).
  • هفتمین c:  شهامت آن ها را نشان می دهد. (Clarity).

به این فهرست می توان موارد دیگری از جمله شفافیت (Clarity) و میزان ارتباط بودن و یا در دید بودن (Connectedness) را نیز افزود.

راه کار دوم: یک برند چابک و انعطاف پذیر داشته باشید.

در دومین راه حل برای معماری برندها شخصی مطلبی متفاوت را به آن اشاره خواهیم کرد.

برند یک شخص نمی تواند در همه زمینه ها و جنبه ها موثر و نافذ باشد. از این رو در هر موقعیتی بسته به مختصات و شرایط موجود: می بایست به انجام تغییرات لازم در برند شخصی خود اقدام کرد و در این مسیر افراد می بایست از هوش تدبیری خود بهره ببرند.

گاه شرایط متفاوت، وجود برند های متفاوت را ایجاب می کند. بویژه آنکه یک فرد در طول حیات خود هم به یک برند حرفه ای و هم یک برند شخصی نیازمند خواهد بود.

وجود توازن بین این دو برند از ارکان مدیریت بر برند شخصی به شمار می رود. برند های حرفه ای بویژه می بایست از قدرت انعطاف پذیری بالایی برخوردار باشند و بسته به مخاطب شکل بگیرند.

برای مثال تعامل با مافوق ها و یا افراد زیردست، ساز و کار های مخصوص به خود را دارا است و برخورد حرفه ای در این دو شرایط متفاوت خواهد بود.

چگونگی ایجاد توازن میان برند شخصی و برند حرفه ای

مسئله اینجاست که چگونه می توان توازنی منطقی میان برند شخصی و برند حرفه ای به وجود آورد و از این توازن سود برد. پاسخ این است که می بایست برخی ویژگی های اساسی و منحصر به فرد اشخاص، نقش فصل مشترک را در میان برند شخصی و حرفه ای این افراد بازی کنند.

در واقع سازگار پذیری کلید ایجاد تعادل و توازن در میان عناصر مختلف برندهای شخصی است. سازگار پذیری در مفهوم ساده ی خود به معنای پررنگ کردن بخشی از جنبه های مشترک در شرایط خاص است. برای مثال، در مواجهه با دوستان، می توان قوه ی طنز بیشتری را از برند شخصی خود به نمایش گذاشت. در مواجهه با خانواده باید بیشتر بر جنبه های احساسی روابط تاکید کرد.

در مورد برند های شخصی و حرفه ای نیز بسته به مخاطب می بایست روی برخی شایستگی ها و استعداد های حرفه ای مانور بیشتری داد. یا برای مثال در مواجهه با افراد زیردست خود می توان جنبه ای دلسوزانه، مربی گونه و قاطع از خود را به نمایش گذاشت. 

بنجامین فراکلین می گوید، زمانی که دست از تغییر بکشیم، آن وقت است که غزال خداحافظی را خوانده ایم. این عبارت بیانگر اهمیت فراوان سازگار پذیری است.

لذا گام برداشتن در مسیری ثابت در مغایرت با هوشمندی قرار دارد، چرا که تمام نشانه های رقابتی در دنیای امروز، ما را به سازگاری با شرایط متغییر فرا می خوانند.

راه حل سوم: برند خود را به نمایش بگذارید:

پوشاندن به تحقق برندی مطلوب در ذهن مخاطبان خود تدوین کنید و در این مسیر، الگو برداری آگاهانه کنید و از رصد کردن بازار و واکنش مخاطبان غافل نشوید.

چگونه می توان برند خود را به سایرین انتقال داد؟

یکی از روش های مناسب و پیشنهادی دیوید اکر، برای دریافت ایده های ناب این است که در هر کاری به کاردان آن مراجعه کنیم، به این معنا که شخصیت ها و سازمان های الگو را یافته و آگاهانه مسیر آن ها را در پیش بگیریم.

به پاسخ این سوال بیندیشید که چه فرد یا افرادی در درون یا بیرون شبکه ی روابط اجتماعی تان توانسته با سربلندی به برندی دست یابد که همواره آرزوی آن را به دل داشته اید؟

این فرد چگونه توانسته به این نقطه دست یابد؟ آیا می توان از این الگو، مواردی را بیاموزیم؟ بنابراین همواره رفتار انسان های موفق و شایسته را رصد کنید، تا بتوانید برنامه های عملیاتی خود را حول راهکارهای این افراد و البته با در نظر گرفتن شرایط منحصر به فرد خود را تدوین و اجرا نمایید.

برند شخصی در سازمان ها

یک برند شخصی آینه ای تمام نما از کرده ها، داشته ها، نداشته ها و ماهیت و خصوصیات افراد است. هر چند که می توان بر برند شخصی خود مدیریت و کنترل داشت و یا معماری برندهای شخصی خود را داشت، اما به راستی مدیریت بر خویشتن دشوارترین و در عین حال ارزش آفرین ترین نوع مدیریت به شمار می رود، لذا نیازمند ممارست و کوشش های بسیار است. در یک سازمان فرهنگ و ارزش های آن سازمان می تواند به عنوان راهنما و نقشه ی راه ایجاد برند های شخصی مورد استفاده قرار گیرد.

در نهایت برای معماری برند های شخصی مواردی را در خود، که موجب جلب توجه مثبت دیگران می شود فهرست کنید و شخصیتی از خویش خلق کنید که خود و دیگران به آن  افتخار می کنید، تا اینگونه شخصی تاثیر گذار را تداعی کنید. به خاطر بسپاریم که در دنیای پرهیاهوی کنونی، کسی به صدای ما گوش نخواهد داد، مگر آنکه ما خود صدایمان را به گوش دیگران برسانیم.

 

کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

درباره علیرضا جعفری

علیرضا جعفری
علیرضا جعفری موسس وب سایت کسب و کار شما و مدرس و مشاوره در زمینه راه اندازی و بهبود عملکرد کسب و کار

همچنین بررسی کنید.

تعمیر کار هواپیما

تعمیر و نگه داری هواپیما

متخصص تعمیر ونگه داری هواپیما امکان دارد برای تخصص موتور بوئینگ 747 یا بدنه ایرباس و موارد دیگری به هواپیمایی کشوری معرفی شود و در صورتی که در آزمون تخصصی این رشته موفق گردد، به او مدرک تخصصی داده می شود. بر اساس این مدرک ،چنین فردی می تواند به هواپیمایی که در آن تخصص پیدا کرده است، اجازه پرواز دهد و صلاحیت پرواز هواپیمای مورد نظر را از لحاظ فنی تایید کند. این امر در ارتقای شغلی متخصصان تغییر و نگهداری هواپیما بسیاری تاثیر گذار است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *