کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

شغل

شغل یکی از بزرگترین دغدغه های امروزه جوانان را چگونه حل بکنیم؟

هدف مقاله: راهنمایی گروهی از افراد که دوست دارند و تصمیم گرفتند که برای خودشان کسب درآمد داشته باشند.

گروه سنی: جوانان و بزرگسالانی که به دنبال کسب درآمد هستند.

تحصیلات: پیش فرض اینکه هر فردی با همان مقدار سواد و یا میزان تحصیلاتی که دارد بتواند شغل را برای خودش راه اندازی کند.

جنسیت:‌ در تولید محتوای این مقاله سعی شده است که به گونه ای طراحی شود که مطابق و متناسب با هر دو گروه خانم ها و آقایان باشد.

محدوده جغرافیایی: کشور ایران

توان مالی: فرض بر این که هیچ گونه‌ای منبعی یا سرمایه‌ای برای راه اندازی شغل وجود ندارد.

مشکل اساسی که قصد داریم در این مقاله مطرح کنیم و به نوعی بتوانیم با پاسخ دادن به آن راهکار و یا دستورالعملی را ارائه دهیم که عزیزان من در این سرزمین بتوانند ارزش آفرینی کنند و با تکیه بر توانمندی‌ها و مهارت و دانش خود و رعایت چارچوب اصولی راه اندازی شغل، کسب درآمد بکنند.

مشکل اساسی که فکر کنم باید در این مقاله به آن بپردازیم خود کلمه شغل است.

کلمه شغل که مثل یک شمشیر دو لبه با مردم ما برخورد می‌کند. بعضی‌ها که شغل دارند خیلی شنیدن این کلمه آزارشان نمی‌دهد و بالعکس گروهی که شغل ندارند با شنیدن این کلمه چالشی بزرگ در مسیر زندگی و افکارشان ایجاد می‌شود و این چالش هر روز و هر ساعت و هر دقیقه و هر ثانیه آن‌ها را همراهی می‌کند.

پس قرار شد در این مقاله به مقوله شغل و داشتن شغل و یا ایجاد شغل و یا راه اندازی شغل بپردازیم و اولویت و فرض را بر این اساس قرار دهیم که فردی به دنبال ایجاد شغل است بدون این که سرمایه  ریالی داشته باشد.

راه اندازی شغل بدون سرمایه

اگر به محیط اطرافمان نگاهی داشته باشیم و خوب به جملات روزمره و دغدغه‌های مردم این سرزمین گوش بدیم، کلمه شغل و به عبارتی دیگر دغدغه شغل و کسب درآمد داشتن را بیشمار می‌شنویم.

در اینترنت هم اگر جستجویی داشته باشیم کلماتی مثل شغل، کار، کسب درآمد، کسب درآمد اینترنتی و کاریابی جز بیشترین کلماتی هستند که افراد مختلف آن را جستجو می کنند.

خیلی‌ها به محض این که نامی از شغل می‌آید، همان طور که در کتاب فرمول پی (راه اندازی و بهبود کسب وکار به روش خودتان) هم خدمت شما عرض کردم، شرایطی را برای خودشان ترسیم می‌کنند که میز کارمندی و گروهی از افراد را به عنوان ارباب رجوع های خودشان تصور می‌کنند.

اما همانگونه که قبلاً ذکر کردم، منظور و هدف ما در این مقاله  از شغل، داشتن شغل بر مبنای توانمندی‌ها و مهارت ها و دانشی است که می‌توانیم آن‌ها را کسب کنیم و یا ارتقا بدهیم.

البته ممکن است کارمندی هم نوعی شغل باشد که با مهارت‌ها و دانش و توانایی‌های شما مطاقبت داشته باشد که می‌تواند در همین گروهی از شغل که ما در مورد آن صحبت می‌کنیم قرار بگیرد.

اگر بین شما عزیزان، فردی بود که با توجه به مهارت‌ها و توانمندی‌ها و نقشه‌ای که در ادامه خدمت شما توضیح خواهیم داد، به جمع بندی رسید که باید بعنوان یک کارمند مشغول به کارشود و شغل کارمندی را برای خودش انتخاب کرد، در وب سایت کسب وکار شما کتابچه‌ای را طراحی کردم تحت عنوان چگونه استخدام شوم که بتوانید از این کتاب به عنوان راهنمای کامل استفاده کنید.

طراحی نقشه راه اندازی شغل

راه اندازی شغل هم مثل خیلی از فرایندها برای رسیدن به موفقیت نیازمند یک نقشه جامع و کامل است. برای اینکه بتوانیم نقشه شغل خود را طراحی کنیم باید به سه سؤال اساسی پاسخ بدهیم.

سؤال اول: در کجا هستیم و در چه شرایطی قرار داریم؟
منظور این است که بتوانیم شرایط حال خودمان را آنالیز کنیم تا از جنبه‌های مختلف، توانایی سنجش خودمان را داشته باشیم.

بخش بندی هر فرد می‌تواند با فرد دیگری متفاوت باشد، بطور مثال می‌توانیم شرایط حال حاضر خودمان را به بخش‌های مختلفی مثل:

۱- میزان دانش

۲- میزان مهارت

۳- توان مالی

۴- میزان احترام در جامعه

۵- موقعیت اجتماعی

۶- میزان تحصیلات

۷- توانایی‌های فردی

۸- مهارت‌های اجتماعی

و …

در این مرحله، باید بخش بندی‌هایی که صورت گرفته را مورد ارزیابی قرار بدهیم و برای هر کدام نمره‌ای را مشخص کنیم. بصورت مثال شما در بخش دانش خودتان را مورد ارزیابی قرار می‌دهید و از بین نمرات صفر تا صد نمره پنجاه را مشخص می‌کنید و به همین ترتیب میانگین نمرات شما مشخص می‌شود.

سؤال دوم: به کجا می‌خواهم برسم؟
در این مرحله هم شروع می‌کنیم به نمره دادن به بخش بندی‌هایی که در مرحله اول انجام دادیم که مثلاً در یک بازه پنچ ساله در هر بخش به چه امتیازی می‌خواهیم برسیم و به این ترتیب میزان خواستهای ما مشخص می‌شود.

سوال سوم: چگونه می‌خواهیم برسیم؟
این مرحله باید به فکر این باشیم که از چه شیوه‌هایی می‌توانیم به خواسته‌هایمان با توجه به شناختی که در مرحله اول از خودمان بدست آوردیم دسترسی پیدا کنیم.

مرحله سوم همان شغلی است که ما باید انتخاب کنیم که ما با توجه به توانایی‌هایمان (مرحله اول) و میزان انتظاراتمان (مرحله دوم) باید این دو نقطه را به هم متصل کند.

نکته قابل توجه: ما کار نمی‌کنیم که بتوانیم بر اساس میزان درآمدهای کسب شده، زندگی خوبی را ایجاد کنیم بلکه بالعکس ما بر اساس خواسته‌هایمان و با توجه به مهارت‌هایی که داریم شغلی را انتخاب می‌کنیم که ما را به مرحله سوم برساند.

برای اینکه بتوانیم این سه مرحله را بهتر توضیح بدم از یک مثال استفاده می‌کنم.

فرض بر این است که بنده شخصی به نام علیرضا جعفری قصد دارد از شهرش بندرعباس چند روزی را به مسافرت برود و استراحتی داشته باشد.

مرحله اول: علیرضا جعفری شرایط خودش را شناسایی کرده و از هر لحاظ آماده سفر کردن است و بدون هیچ برنامه مشخصی از شهر خارج می‌شود.

مقایسه: خیلی از افراد می‌دانند که باید شغل داشته باشند و به همین دلیل هم شروع می‌کنند به کار کردن و در نهایت این جمله تکراری را می‌شنویم که من از صبح تا شب کار می‌کنم و هیچ!!!

شخص علیرضا جعفری چون مقصد  را مشخص نکرده اصولاً نمی‌داند که:

  • چند روز می‌خواهد سفر کند؟
  • چه میزان پول نیاز دارد؟
  • چه نوع پوشاکی نیاز دارد؟
  • شرایط آب و هوا چگونه خواهد بود؟
  • با چه وسیله‌ای سفر کند بهتر است؟
  • و خیلی از این گونه شرایط که به دلیل اینکه مقصد مشخص نیست نمی‌شود پاسخی به آن داد.

همانطور که گفتیم این می‌شود که می گوییم از صبح تا شب کار می‌کنیم و فقط کار می‌کنیم.

اما حال همین مثال را به شکل دیگری نگاه کنید.

علیرضا جعفری قصد سفر از شهر مبدأ یعنی بندرعباس به مقصد تهران را دارد.

او می‌داند که مقصد کجاست و قرار است دو روز را در آنجا اسکان داشته باشد و شرایط آب و هوایی در این فصل در تهران به چه گونه است و چه لباسی لازم دارد و چه میزان پول باید داشته باشد و یا بهتر است با چه وسیله‌ای سفر کند.

همه این سؤالات را می‌توانیم پاسخ دهیم فقط به این دلیل که مقصد ما مشخص است و می دانیم به کجا و چه شرایطی می‌خواهیم برسیم.

خیلی کم پیش می‌آید که اگر این گونه به فکر طراحی شغل و راه اندازی شغل باشیم، در مسیر دچار مشکل بشویم.

واقعیت امر این است که مقصد و هدف مان را از کار کردن می دانیم، پس با توجه به مهارت‌ها و یا دانشی که داریم بهترین شیوه و راه را انتخاب می‌کنیم که به مقصد برسیم.

با توجه به شرایط مان تشخیص می‌دهیم که به وسیله قطار و یا هر وسیله ی دیگری شهر بندرعباس را ترک کنیم و به سمت تهران حرکت کنیم.

 مهارت و دانش خود را چگونه پیدا کنیم؟

بیشمار افرادی را می‌بینید که می گویند من کاری را بلد نیستم و هیچ کاری را نمی‌توانم انجام دهم. فرض بر این که هنوز مهارت‌های خودمان را شناسایی نکردیم و یا مهارتی نداریم.

راه حل اول: ساده‌ترین راه این است که ببینیم ما چه کاری را بهتر از دیگران انجام می‌دهیم.

راه حل دوم: دیگران برای انجام دادن چه کاری با ما ارتباط برقرار می‌کنند.

راه حل سوم: لیست شماره تماس‌های خود را نگاه کنید و ببینید از بین این شماره‌های موجود هر فرد چه شغلی دارد و آیا شما هم می‌توانید آن شغل را داشته باشید.

راه حل چهارم:‌ با دید باز به اطرافمان نگاه کنیم خیلی از تابلوها و تبلیغات و شغل‌هایی اطراف ما قرار دارد که ما یا در آن مهارت داریم و یا می‌توانیم به راحتی در آن شغل مهارت خودمان را ارتقا دهیم.

راه حل پنجم: دوره‌های آموزشی و مهارت‌های کاربردی را بگذرانیم.

باید بتوانیم خودمان را در یک شغل به فوق تخصص تبدیل کنیم.

زمانی که مهارت خود را پیدا کردیم با تمام توان، قبل از آن که به دنبال کسب درآمدهای زیاد باشیم به فکر تبدیل شدن به یک فرد فوق متخصص در آن شغل باشیم.

فکر کنم همگی به این جمله اطمینان داشته باشیم که امروزه مردم برای بر طرف کردن نیازهایشان، به دنبال  فرد فوق تخصص هستند.

زمانی که مهارت و شغل خودمان را انتخاب می‌کنیم به مانند شرایطی است که خودمان را در یک اتوبانی (شرایط عمومی شغل) قرار دادیم که ما را به سمت مقصد هدایت می‌کند، اما برای رسیدن به مقصد اصلی نیاز است که وارد شهر بشویم (به یک متخصص تبدیل شویم) و بعد خیابان اصلی شهر و نهایتاً به خیابان فرعی و مقصد اصلی (فوق تخصص) مراجعه کنیم.

یکی دیگر از شرایطی که در مورد شغل و راه اندازی شغل باید مد نظر قرار دهیم این است که پذیرش این را داشته باشیم که ممکن است همیشه با توجه به شرایطی که ما داریم (ارزیابی که در مرحله اول از خودمان داشته‌ایم) و به جایگاهی که می‌خواهیم برسیم (مرحله دومی که برای خودمان مشخص کردیم) همه چیز صاف و هموار نباشد.

طبیعی است که چرخه کسب و کار هم می‌تواند فراز و نشیب خودش را داشته باشد.

یعنی باید بصورت منظم در حال بررسی و آنالیز شغلمان باشیم و برای هر مرحله از شرایط شغل طرح و برنامه‌ای داشته باشیم که برای این منظور چگونگی این طراحی از مقاله طراحی بیزینس پلن استفاده کنید.

اگر سعی کنیم شغلمان را در هر مرحله مورد آنالیز قرار بدهیم، می‌توانیم برای هر شرایط احتمالی پیش رو آماده کنیم. برای مثال اگر تیم فوتبالی قصد داشته باشد که در ماه آینده در زمین گل آلود بازی بکند طبیعتاً شرایط بازیکنان رو مورد بررسی قرار می‌دهند و تمرینات و اقدامات اجرایی پیش رو را برای بازی کردن در چنین شرایطی آماده می‌کنند و بالعکس برای زمین صاف و هموار هم تمرینات و اقدامات خاص خودش را انجام می‌دهند.

زمین گل آلود را می‌توانیم شرایط رکود اقتصادی و شرایط زمین صاف و هموار را دوران رشد اقتصادی بدانیم.

طبیعتاً در هر دو زمین می‌توانیم برنده بازی باشیم به شرطی که از قبل طراحی کرده باشیم و شرایط و اقدامات لازم انجام دهیم.

جمع بندی

در مرحله اول خودمان را مورد ارزیابی قرار بدهیم و بسنجیم که در بخش‌های مختلف در چه شرایطی قرار داریم و در مرحله دوم حد عالی خودمان را در بخش‌بندی‌های مشخص کنیم و بر اساس آن با توجه به مهارت‌هایی که داریم و یا کسب می‌کنیم و یا ارتقا می‌دهیم خودمان را به‌وسیله شغل به مقصد می‌رسانیم.

نکته مهم این بود که باید بپذیریم که ممکن است شرایط متفاوتی در کسب‌وکار وجود داشته باشد و برای آن همیشه آماده آنالیز و ایجاد تغییرات باشیم.

علیرضا جعفری

مدیر وب سایت کسب و کار شما
مشاور کسب و کار در بندرعباس

نظر شما درباره «شغل» چیست؟ منتظر شنیدن نظرات شما هستیم.

کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

درباره علیرضا جعفری

علیرضا جعفری
علیرضا جعفری موسس وب سایت کسب و کار شما و مدرس و مشاوره در زمینه راه اندازی و بهبود عملکرد کسب و کار

همچنین بررسی کنید.

مستندسازی

در این فایل صوتی درباره مستندسازی و جایگاه آن در کسب و کار صحبت می …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *