صفحه نخست / مقالات / پادکست های صوتی / شیوه‌ های رهبری در کسب و کار – درس دوم
کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

شیوه‌ های رهبری در کسب و کار – درس دوم

شیوه های رهبری در کسب و کار – مربی گری در کسب و کار

 

در این درس در مورد اینکه چگونه می تونیم کاری رو انجام بدیم که تمام کارکنان ما به این باور برسند که خودشان رئیس، مربی و ناظر خودشان هستند، مطالبی رو مطرح خواهیم کرد.

برای شروع کارکنان باید بدانند تنها کسی که با تمام قدرت باید مراقب شرایط کاری و زندگی هر فردی باشه خود اون فرد است. در واقع خودشون باید مشخص کنند که چه کاری رو باید انجام بدهند، اونها باید مثل یک پیمانکار مستقل که صفر تا صد یک پیمان رو به عهده می گیره، عمل کنند و تمام مسئولیت های مربوط به کار و حرفه و زندگی شون رو به عهده بگیرند.

کارکنان اگر می خواهند که واقعا خودشون رئیس و مربی خودشون باشند، باید تک تک اونها شرایطی رو در محیط کارشون ایجاد کنند که ملزم به دقت و سعی کردن برای رسیدن به هدف شون باشند و این یعنی همون درسی که همیشه از افراد با تجربه شنیدیم. انجام کار درست به شیوه درست!

تعیین مسیر به عهده کیست؟

بهتره که مدیر مجموعه، مسیر رو تعیین کنه و از کارکنان مراقبت کنه که تمام اونها در مسیر هدف مشترک باشند و کمک کنه ارزش ها برای کارکنان مشخص بشه، منابع رو جمع آوری کنه، به کارهای قانونی رسیدگی کنه و تلاش بکنه تمام حمایت هایی که کارکنان برای پیشبرد اهدافشون، چه در بیرون و چه در درون سازمان نیاز دارند رو بدست بیاره.

مدیر مجموعه با تعیین هدف ها و ارزش های کلیدی، میدان بازی و قوانین آن رو تعیین می کنه، مدیره که تعیین می کنه چه کسی در چه موقعیتی بازی کنه و بعد باید این مدیر از میدان بازی و رقابت و فعالیت خارج بشه و بگذاره که خود کارکنان مسیر رسیدن به هدف رو دنبال کنند.

اگر به عنوان یک مدیر می خواهی کارکنانت افرادی باشند که مسئولیت ها رو بپذیرند، باید برای انجام وظایف شون آزادی داشته باشند و آزادی از درک دقیق اینکه، قلمروی یک فرد چیه به وجود میاد و اینکه بدونی تا چه میزانی می تونی حرکت کنی که از قلمرو خارج نشی.

یک مدیر باید هدف و محدوده رو مشخص بکنه و بعد مسئولیت رو به کارکنانش بسپاره و این موضوع رو براشون یاد آوری کنه که برای رسیدن به هدف شون باید با یکدیگر کار کنند.

باید بپذیریم که همیشه و برای همه تغییر در هر حال کار سخت و دشواریه، ولی بیشتر اوقات باعث میشه که کار درست با روش درست انجام بشه.

یک مدیر باید بدونه که ابتدا باید خودش تغییر کنه تا بعد انتظار ایجاد تغییر در روند کارکنان هم داشته باشه و این تغییرات باید سیر سلسله مراتب خودش رو داشته باشه، ابتدا مدیر بعد سرپرست و بعد کارکنان ارشد و بعد سایر کارکنان.

ایجاد تغییرات مثبتی که ما از اون داریم یاد میکنیم، در واقع فقط رهایی از رفتار پیشین نیست، معنی واقعی اون توسعه و رونق دادن به رفتارهای نو و تازه هستند که باید رفتارهای قدیمی رو حذف و جایگزین اونها بشن.

مدیریت ارتباطات

به عنوان مدیر مجموعه باید فردی باشیم که، ارتباط فرد با سازمان رو به صورت شفاف و قابل پذیرش و ساده برای کارکنان مون توصیف کنیم و تو این مسیر فراموش نکنیم، در نحوه عملکرد و برخورد مون طوری ایفای نقش نکنیم که همه فکر کنند که می توانند به راحتی چون رئیس خودشون و نحوه کاری خودشون هستند می توانند رئیس و مدیر مجموعه هم باشند.

اگر در یک سازمان شما یک مدیر هستید، این وظیفه سازمانِ که شما رو در کاری که در حال انجام اون هستید حمایت تون کنه. این رو همیشه در ذهن تون بسپارید، افرادی که صادقانه کار می کنند، در سازمان هایی کار می کنند که برای ارزش های انسانی آنان احترام قائل هستند. برای افراد صادق مهمه که یک مدیر، افکار، احساسات، نیازها و رویاها و آرزوهای اون ها رو مهم بدونه و شنونده اونها باشه.

اگر به عنوان مدیر می خواهید فردی باشید که رئیس باشه و رئیس گونه رفتار نکنه، باید عزت نفس بالایی داشته باشی. همیشه این توصیه رو به کارکنان داشته باشید که زمان و توان و انرژی رو برای کاری سپری کنند که انجام اون کار شدنی باشه. شما نمی تونید از اونها توقع داشته باشید کاری که محال و انجام نشدنی است رو انجام بدن و یا اینکه از اونها توقع داشته باشید کاری رو انجام بدند که برای اون کار آموزش های لازم رو ندیدند.

زمانی که فرد چیزی رو بدست میاره که برای بدست آوردن اون کاری و تلاشی انجام نداده، در واقع چیز ارزنده و ارزشمندی رو بدست نیاورده و این کار باعث تضعیف در عزت نفس فرد میشه، افراد ارزشمند، پربار و شایسته، کسانی هستند که از آزمایش موفق بیرون آمده اند. یک راه حل ساده برای بالا بردن عزت نفس خودمون و کارکنان مون بهتره که یاد بگیریم و یاد بدیم که از صمیم قلب به یکدیگر، نهایت احترام رو بذاریم و استمرار و داشتن تعهدات بزرگ در این کار باعث دلگرمی و شروع همکاری های خوب و ماندگار میشه.

داستان صبحانه

یک داستان قدیمی درباره صبحانه در مزرعه وجود داره که موضوع تعهد رو این گونه بیان می کنه.
مرغ و خوک توافق کردند که در امر میزبانی با هم همکاری کنند، مرغ پیشنهاد کرد چطوره که با گوشت خوک و تخم مرغ پذیرایی کنیم. خوک پاسخ داد این کار از نظر تو فقط سهیم شدن در کار است، در حالی که از نظر من یک تعهد بزرگ است.

افراد در کارشون به تعهدات بزرگ نیاز دارند.

برای آنکه افراد، تعهدات بزرگی داشته باشند هم دو مسئله وجود داره، اول این که کارکنان مجموعه باید علاقمند و مشتاق به انجام دادن کارشون باشند و دوم، اینکه مدیران باید دیگه مثل گذشته نباشند و اهرم های فشاری که مدت های زیادی همراه کارکنان بود را کنار بذارند و سعی کنند ایجاد این تعهد بزرگ رو در سایه گذشت زمان و کسب تجربه ایجاد کنند.

اگر بخواهیم درس دوم رو هم یک جمع بندی کوتاهی داشته باشیم.

  • ما می توانیم تغییرات رو ایجاد کنیم فقط اگر بخواهیم.
  • کارمون را با مراقبت کامل تا رسیدن به هدف همراهی کنیم.
  • افکار، آرزوها، احساسات، نیازها و رویاهای کارکنانمون رو درک کنیم و شنونده و عمل کننده خوبی برای اونها باشیم.
  • استمرار در شیوه انجام کار درست داشته باشیم.
  • تعهدات بزرگ رو در روح کارکنانمان ایجاد کنیم.

سر بلند، موفق و پایدار باشید.

علیرضا جعفری
مدرس و مشاور در زمینه راه اندازی و بهبود عملکرد کسب و کار

برای دانلود فایل صوتی، اینجا کلیک کنید.

کتاب فرمول پی (π) (نسخه چاپی)

درباره علیرضا جعفری

علیرضا جعفری
علیرضا جعفری موسس وب سایت کسب و کار شما و مدرس و مشاوره در زمینه راه اندازی و بهبود عملکرد کسب و کار

همچنین بررسی کنید.

مستندسازی

در این فایل صوتی درباره مستندسازی و جایگاه آن در کسب و کار صحبت می …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *