صفحه نخست / استارت موفقیت / قسمت اول از سریال استارت موفقیت؛ برایان تریسی

قسمت اول از سریال استارت موفقیت؛ برایان تریسی

در قسمت اول از پروژه استارت موفقیت به سراغ بررسی عوامل موفقیت برایان تریسی رفته ایم.

اما در پروژه استارت موفقیت چه چیزی گفته می شود؟

در این پروژه ما ۱۰ راز از افراد موفق جهان را به تصویر میکشیم تا بتوانیم از طریق هضم تجربه از عملکرد و گذشته و آینده آنها درس بگیریم و در کسب و کار خودمان به موفقیت های بسیاری دست پیدا کنیم.

قسمت اول:

قسمت دوم:

قسمت سوم:

متن فیلم ها

غیرممکن است در ایران بخواهید موفق شوید اما نام برایان تریسی را حداقل ۵ بار نشنیده باشید…

برای ما ایرانی ها، او نماد موفقیتِ غربی است. کسی که کتاب های زیادی از او در کتابفروش ها به چشم میخورد و در تمام کتاب هایش با پند های ساده و روانی به ما راه صحیح موفقیت را نشان میدهد.

خیلی ها هستند که معتقدند مسیر زندگی شان پس از آشنایی با برایان تریسی تغییر کرد. زندگی خیلی از آنهایی که کتاب هایش را خوانده اند متحول شده.

فروشندگانی با درآمد بالا هستند که فروش خوب شان را مدوین کتاب پرقدرت «روانشناسی فروش» برایان تریسی اند.

به راستی نمیتوان هیچ ایرادی بر کتاب های برایان تریسی وارد کرد.

برایان تریسی آنقدر ساده، روان و کاربردی می نویسد که از میانه خواندن تصمیم میگیرید کتاب را کنار گذاشته و به آنچه یاد گرفتید عمل کنید.

اما در این فایل میخواهیم کمی بیشتر (و خلاصه) راجع به برایان تریسی بدانیم؛

برایان تریسی کیست؟

مهم ترین توصیه موفقیت اش چیست؟

جملات منتخب اش از کتاب های مختلف رو با هم مرور کنیم.

قرار نیست صرفا درباره زندگینامه برایان تریسی و یا معرفی محصولاتش صحبت کنیم.

ما با این پیش فرض که حداقل نام او را شنیده اید، میخواهیم کمی بیشتر راجع به او بدانید. این فایل کمی بیشتر از آشنایی است و مثل کتاب های برایان تریسی، کاربردی!

برایان تریسی، تو کی هستی؟

در زمستان سرد سال ۱۹۴۴ در شهر ونکوور کانادا بدنیا آمد. اهل درس نبود و خیلی زود مدرسه را نیمه تمام رها کرد تا به دنبال کسب پول برود چون خانواده واقعا فقیری داشت.

اولین کاری که پیدا کرد، باربری کشتی بود. به مدت هشت سال مشغول به کار سخت فیزیکی باربری کشتی شد؛ رفته رفته نسبت به این کار و زندگی سختی که داشت ناامید و بی انگیزه شد.

به خاطر فشار کاری اش، که به گفته خودش تمام این مدت را در سفر گذراند و هشتاد کشور دنیا را در پنج قاره دید و دیگر نمی توانست آن شغل را ادامه دهد پس خیلی زود سراغ شغل راحت تر دیگری رفت و فروشندگی را انتخاب کرد.

برایان تریسی و نظر اون درباره اهمیت یادگیری برای رسیدن موفقیت

فروشندگی شغل به نسبت بهتری بود. او سود معینی از فروش کالا بدست می آورد. بدون هیچ مسافرت طاقت فرسایی و یا کار سخت فیزیکی… اما در فروش هم موفق نبود.

یک روز، سوالی سرنوشت ساز به ذهنش خطور کرد: چرا با وجود سخت کار کردنم، دیگران از من جلوتر هستند؟

این سوال مدام در ذهنش بود. چرا با اینکه هم اندازه فروشندگان موفق کار میکند، اما هم اندازه آنها درآمد ندارد؟ چرا زندگی او به خوبی زندگی فروشندگان دیگری که به همان میزان ساعت کاری دارند نیست؟

این جستجو و پیگیری برای یافتن سوال، باعث شد به پاسخی دست پیدا کند و بعدا آن را برای ما در کتاب های مختلفی بنویسد؛ پاسخ ساده بود: چون دیگران روش های دیگری استفاده میکنند. در حقیقت، آنها کارهای درست را با روش درست انجام میدهند و البته از وقت شان هم به خوبی استفاده میکنند.

در آن غوغای فکری، برایان تریسی بارها امیدش را از دست داد. احساس میکرد همه از او برتر و بهتر هستند… اما کم کم پاسخ این سوال باعث شد تا کارهایی که افراد موفق انجام میدهند را انجام دهد تا همانند آنها او هم موفق شود.

مهم ترین نکته ای که برایان تریسی در دوران بحران زندگی اش کشف کرد، این بود که انسان، هر وقت بخواهد میتواند زندگی اش را تغییر دهد و او تصمیم گرفت این کار را بکند. موفقیت دیگران از طریق روش های دیگر برای او همچون یک رازِ هیجان انگیز بود.

به وی امیدِ روزهای بهتر و زندگی خوب را میداد. او دقیقا زندگی افراد موفق اطرافش را الگوبرداری کرد. ساعت بیداری، زمان کار کردن، نوع حرف زدن و حتی نوع راه رفتن شان را هم تقلید کرد.

او در کتابش نتیجه را این چنین نوشت: هنوز یک سال از شروع کارم نگذشته بود که من تبدیل به فروشنده زبردست شده بودم… درحالی که فقط ۲۵ سال سن داشتم.

برایان تریسی، بیش از ۲۲ حرفه را امتحان کرد. چندین شرکت راه اندازی کرد و به دانشگاه بازگشت و مدرک فارغ التحصیلی اش را در رشته بازرگانی دریافت کرد. همچنین توانست زبان های فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی را هم یاد بگیرد و به عنوان سخنران، مربی و مشاور بیش از ۵۰۰ شرکت برتر دنیا مشغول به کار شود.

برایان تریسی هر ساله برای بیش از ۳۰۰۰۰۰ هزار نفر سخنرانی میکند و همایش هایی برگزار میکند که در آن بیش از ۲۰۰۰۰ نفر همزمان حضور دارند.

برایان تریسی در مقدمه تمام کتاب هایش، تنها راز موفقیت اش را که مهم ترین شالوده تمام کتاب هایش است را چنین توضیح میدهد:

من در طول سوابق حرفه ای خود، یک حقیقت ساده را کشف کردم و باعث شد به موفقیت های بیشتر در موقعیت های بهتر دست پیدا کنم؛ هم چنین احترام و مقام و خوشبختی را در این دیدم که یک فرد بتواند فکرش را تنها بر روی یک هدف مهم متمرکز کند و تمام کارهای لازم را به طرز صحیحی انجام دهد و تا زمانی که به نتیجه نرسید، دست از تلاش نکشد… همین راهکار است که جان کلام تمام کتاب هایم است.

این مهم ترین توصیه، نصیحت و چکیده خالص کتاب های برایان تریسی بود.

اگر میخواهید در فروش، تبدیل به یک فوق ستاره شوید، باید مهم ترین هدف تان همین باشد و هر کاری برای رسیدن به این هدف لازم است را انجام دهید و تا زمانی که موفق نشدید، دست از تلاش برندارید.

برایان تریسی
برایان تریسی

اگر میخواهید زندگی تان را متحول کنید و تغییر دهید، این تغییر باید تبدیل به مهم ترین هدف تان باشد؛

هر کاری بخواهید انجام دهید و به هر نتیجه مهمی که بخواهید در زندگی برسید باید تمرکز کامل بر روی آن داشته باشید و وقت و انرژی تان را صرف کارهایی که شما را از هدف تان دورتر میکنند، نکنید.

اما، مهم ترین جملات از کتاب های برایان تریسی را با هم مرور کنیم:

افراد موفق همیشه به دنبال فرصت هایی برای کمک به دیگران هستند. افراد ناموفق آنهایی هستند که همیشه می پرسند «چه سودی برای من دارد؟»

من کشف کرده ام که شانس قابل پیش بینی است. اگر شانس بیشتری میخواهید، باید شانس بیشتری امتحان کنید. فعال باشید و بیشتر در نظر دیگران باشید.

مهم نیست از کجا آمده اید، تنها چیزی که مهم است، مقصدتان است.

شما در وجودتان توانایی لازم برای غلبه کردن بر تمام مشکلاتی که زندگی پیش پای شما قرار داده را دارید.

هر آنچه را که با احساس قوی باور داشته باشید تبدیل به واقعیت تان میشود.

کلید موفقیت این است که ذهن آگاه مان را بر روی کاری که نسبت به آن اشتیاق داریم و نه کارهایی که می ترسیم متمرکز کنیم.

افراد با اهدافِ شفاف و مکتوب دستآوردهای بیشتری در زمان کمتر نسبت به افرادی که اهداف شان را فقط تصور میکنند، دارند.

هر چقدر اعتبار بیشتری خرج کنید، اعتبار بیشتری بدست می آورید. هر چقدر بیشتر به دیگران کمک کنید، دیگران بیشتر به کمک شما می آیند.

اگر آرزو دارید چیزهای با ارزشی در زندگی شخصی و کاری تان بدست آورید، اول از همه باید خودتان تبدیل به شخصیت با ارزشی شوید.

افراد موفق به سادگی افرادی با عادت های موفق هستند.

ارتباطات یک مهارتی است که میتوانید یاد بگیرید. چیزی مثل دوچرخه سواری یا تایپ کردن. اگر عزم تان را جزم کردید تا در این مهارت موفق شوید، میتوانید خیلی سریع کیفیت تمام بخش های زندگی تان را افزایش دهید.

افراد پیروز عادت دارند انتظارات مثبت خودشان را از تمام رویداد ها داشته باشند.

شما نمیتوانید هر آنچه را که برای شما اتفاق می افتد را کنترل کنید، اما میتوانید طرز فکرتان را نسبت به آنچه برای شما رخ میدهد را تغییر دهید و در این کار شما تغییر را جایگزین فرمانبرداری میکنید.

قانون طلایی شماره یک را در مدیریت فراموش نکنید: دیگران را همانطور مدیریت کنید که دوست دارید شما را مدیریت کنند.

مهم ترین دارایی شما، قابلیت سودآوری تان است و با ارزش ترین منبع، زمان شماست.

تمام افراد موفق زن یا مرد، رویاپردازان بزرگی هستند. آنها آینده ای که دوست دارند را در رویای شان میبینند، تمام بخش ها را با جزییات تصور میکنند و هر روز برای بدست آوردن این رویا تلاش میکنند، هدفگذاری میکنند و به اهدافشان میرسند.

اگر فرزندان تان را طوری تربیت کنید که باور داشته باشند میتوانند هر هدف یا دستآوری در زندگی داشته باشند، شما به عنوان والد موفق شدید بهترین تربیت را در حق فرزندتان انجام دهید.

اگر کاری که هم اکنون انجام میدهید شما را به سمت اهداف تان هدایت نمیکند، پس در حال دور کردن شما از اهداف تان است.

شما باید کارهای خیلی خیلی زیادی انجام دهید، تلاش های کوچک و پیوسته ای که هیچکس آنها را نمیبیند یا ارزش آنها را درک نمیکند تا به موفقیت ارزشمندی دست پیدا کنید.

انسان عادت دارد همیشه توقعاتش را بدست آورد. مهم نیست توقع اتفاق خوب یا بد باشد.

ویژگی افراد موفق و ثروتمند که با آن به ثروت و موفقیت رسیده اند؛

۱. موفقیت و ثروت در گامِ اول پدیده ای ذهنی و انتزاعی است و ناشی از منش و شخصیتِ شماست.

ابتدا باید باور به موفقیت و ثروتمند شدن را در ذهن تان ایجاد کنید تا افکارِ شما، اعمال و عادات تان را مدیریت و تنظیم کند.

۲. روانشناسی موفقیت و ثروت به مفهوم تندرستیِ ذهنِ شماست

هر گاه ذهن تان را از شادمانی، اعتماد به نفس، شور و اشتیاق و نگرشِ مثبت سرشار سازید، هیچ چیز نمی تواند مانع از موفقیت و ثروتتان شود.

۳. عملکردِ مفید و موفقیت و ثروت های شما بر محور عزتِ نفس شما استوار است.

هر چه بیشتر به خود عشق بورزید، کارها را با کیفیتِ بهتری انجام می دهید که منجر به نتایج بهتری در کارها می شود و این نتایجِ بهتر باعث افزایشِ مجددِ روحیه و اعتماد به نفس شما می شود و این حلقه ی مثبت گرایی در زندگیِ شما ادامه می یابد؛ در مقابل، تحتِ تاثیر حقارتِ نفس و دوست نداشتنِ خود، جسارت از دست می رود، از قبولِ مسئولیت های سنگین شانه خالی می کنید و با خط بطلان کشیدن روی بهترین فرصت های زندگی، ناگزیرید به نانِ بخور و نمیری قناعت کنید.

۴. برای تقویت عزت نفسِ خود، موفقیت های پیاپی خلق کنید.

فهرستی از تمامِ کارهایی فکر می کنید در آن ها موفق و ثروتمند هستید تهیه کنید. برای موفقیت و ثروت سعی کنید هر چه بیشتر به این فهرست بیافزایید، این گونه هر بار که با رعایت اصولِ موفقیت و ثروت به نتایجِ ارزنده ای می رسید با مرور این فهرست، توانایی های خود را تایید و تصدیق می کنید و شادمانی، غرور، لذت و افتخارِ حاصل از آن، روحیه ی شما را برای تلاشی دیگر تقویت می کند.

۵. عزتِ نفسِ شما به میزانِ قابل توجهی از اعتقادی که نسبت به توانایی های خویش دارید سرچشمه می گیرد.

شما همواره بر اساسِ درونی ترین اعتقاداتی که به توانایی های خود دارید دست به عمل می زنید از این رو اگر این اعتقادات را تغییر دهید زندگیِ خود را تغییر داده اید؛ به یاد داشته باشید اگر باور دارید که تواناییِ انجام کاری را دارید و یا معتقدید که از انجامِ آن کار عاجزید، در هر دو صورت حق با شماست.

۶. اعتقادِ شما مبنی بر این که تا چه اندازه نزدِ خودتان ارزشمند، محترم، مهم و واجدِ صلاحیت هستید؛ عزت نفسِ شما را پایه ریزی می کند.

از این رو به کار هایی دست بزنید که فکر می کنید در آن ها موفق و ثروتمند تر هستید تا نتایجِ موفقیت و ثروت آمیز به عنوانِ بازخوردی مثبت و انگیزه ای نیرومند، شما را به جلو براند و حسِ ارزشمند بودنتان را شکوفا کند.

۷. اگر می خواهید احساسات، دیدگاه ها و موفقیت و ثروت را نسبت به خودتان تغییر دهید باید ذهن تان را با جریان ثابتی از پیام های موفقیت و ثروت و سازنده که با تمایلات تان هماهنگ است تغذیه کنید.

به یاد داشته باشید که “شما همانی می شوید که به آن می اندیشید” و برای پیروزی باید مدام به فرصت ها توجه کنید و به ثروت، پیشرفت، برتری و تحققِ اهداف تان بیاندیشید.

۸. از عبارات و جملاتِ تاکیدیِ مثبت استفاده کنید.

از سرِ ایمان و با اشتیاق، عباراتِ مثبت را تکرار کنید؛ این کار حقایقی را در ضمیرِ ناخودآگاه تان می نشاند که بصورتِ امواجی در تمامِ روح و جسم تان منتشر می شود و افکارِ بیمارگونه و سیاه و هراس آلودی که زندگی تان را مسموم کرده از ذهن تان بیرون می راند.

۹. هر چیزی را که مجسم کنید؛ خواه پیش از این انجام شده باشد یا نه، موفقیت و ثروت راهِ کامل و مناسبی را برای تحققِ آن جست و جو می کند.

در خیال تان، خودتان را تصور کنید که به تمامِ صفات و خصوصیاتِ دلخواه تان رسیده اید، تصویرِ روشنی از اهداف و نتایجِ دلخواه را به دفعات در ذهن بیافرینید و به یاد داشته باشید که آرزویی به ذهنِ شما نمی رسد مگر تواناییِ رسیدن به آن در وجودتان قرار داده شده باشد.

۱۰. با ترکیبِ عباراتِ تاکیدیِ مثب با تجسماتِ ذهنی تان از دو جهت سود می کنید؛

هم عاداتِ افرادِ موفقیت و ثروت را کسب می کنید هم فرصت هایی هماهنگ با باورهایتان را به خود جذب می کنید.

این پدیده به قانون جذب، شهرت دارد و بر طبقِ این اصل افکارِ حاکم بر ذهن، چون مغناطیس، افراد و اوضاع و شرایطِ هماهنگ را جذب می کند؛ بنابراین سعی کنید محیطِ خود و اطلاعاتی را که با آن ذهن را تغذیه می کنید درست انتخاب کنید تا همواره افکارِ مثبت در ذهن تان حاکم شود.

۱۱. جوشش و مراوده با افرادِ شاخص و موفق و ثروتمند و معاشرت با آن ها بسیار سازنده و رهگشاست.

ضرب المثل معروف را که می گوید “کبوتر با کبوتر، باز با باز؛ کند همجنس با همجنس پرواز – موفقیت و ثروت را پیوسته مد نظر داشته باشید؛ نشت و برخاست با افرادِ منفی بافت شما را با زندگیِ سرشار از شکست و ناکامی رو به رو می کند.

۱۲. کلید و رازِ نهانِ روانشناسیِ موفقیت و ثروت آن است که اخلاق و رفتارِ افراد برجسته را الگو قرار داده و از آن پیروی کنید.

با تقلید از اعمال و رفتارِ افرادی که از اعتماد به نفسِ بالا برخوردارند، اندیشه و احساسِ این اشخاص را مانند روحی در روح و جسمِ شما منتشر می کند، رعایتِ این نکته کلیدی دلیلِ عمده ی موفقیت و ثروت مردمانی است که تا چندی پیش با نانِ بخور و نمیری زندگانی را سپری می کردند.

بهره وری را میتوان این چنین تعریف کرد :‌ افزایش نرخ کارهای موثر در حداقل زمان ممکن.

یعنی شما اگر بتوانید کارهای مهمی را که باید انجام شوند را در کوتاه ترین زمان ممکن انجام دهید، بهره وری شما افزایش پیدا کرده است.

برایان تریسی، از جمله مدرسین بنام در این حوزه است.

کسی که نزد ایرانیان نیز بسیار شهرت دارد و اکثر افرادی که در حوزه موفقیت شروع به مطالعه میکنند حداقل با یکی از کتاب های وی آشنا هستند.

اما امروز میخواهیم از دل کتاب های مهم برایان تریسی، ۵ درس با ارزش افزایش بهره وری را با همدیگر بیرون بکشیم و مرور کنیم؛ درس هایی که به ظاهر ساده و بدیهی می آیند اما آیا تا به حال در زندگی تان از آنها استفاده کردید؟

به عقیده برایان تریسی: «تفاوت اصلی افراد موفق با ناموفق در این است که افراد موفق به طرز مشهودی اهمیت زیادی برای زمان و ارزش آن قائلند.»

اگر دو قورباغه دارید، ابتدا زشت ترین رو بخورید!

خوردن قورباغه نمادی از انجام وظایف سخت و ناخوشایند اما فعالیت مهمیه که باید روزانه در مسیر اهداف تان داشته باشید. اگر هدف شما افزایش فروش باشد، شاید زشت ترین قورباغه شما همان تماس های تلفنی اول صبح است که باید با مشتری برقرار کنید.پس با این اوصاف؛ شما باید ابتدا قورباغه هایی که باید در طول روز بخوریدشان را مشخص کنید (وظایف مهم روزانه تان که دوست ندارید) و روزتان را با خوردن زشت ترین قورباغه آغاز کنید و تا زمانی که کامل آنرا نخوردید، سراغ قورباغه های بعدی نباید بروید.

با انجام مهم ترین کار در ابتدای روز، بار فکری زیادی از فکرتان خالی میشود و شما با آسایش خاطر بیشتری به سراغ کارهای بعدی میروید.

از قانون ۹۰/۱۰ بیشتر استفاده کنید!

این قانون مخصوص افرادیست که در ابتدای روز سردرگم هستند که از کجا شروع کنند.

بر اساس قانون ۹۰/۱۰ برایان تریسی، شما ۱۰% از زمان ابتدای روزتان را صرف برنامه ریزی برای کارهای روزانه تان کنید که این کار ۹۰% زمان شما را در طول روز ذخیره میکند.با یک مثال عملی؛ اگر شما ۱۰ دقیقه در روز برنامه ریزی کنید، ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه در وقت تان در همان روز صرفه جویی کردید و آنرا از دست ندادید.

میتوانید از این قانون برای کارهای مهم تر در آینده تان هم استفاده کنید:‌ اگر فقط یک روز کاری را صرف برنامه ریزی و پیش بینی برنامه های آینده تان کنید، شما ۹۰ روز کاری در آینده که احتمالا به بطالت میگذشتند را از هدر رفتن نجات دادید. پس اول برنامه ریزی کنید و بعد شروع کنید.

این واقعیت را بپذیرید که شما نمیتوانید همه کارهایی که باید انجام دهید را انجام دهید. بعضی از کارها را باید به بعد موکول کنید، مخصوصا کارهای کم اهمیت را!

قبلا اگر مکعب جادویی آیزن هاور را خوانده باشید شما یاد گرفتید کارهای روزانه تان به ۴ دسته تقسیم کنید، از این ۴ دسته، یک دسته کارهای مهمی هستند که اضطراری نیستند… آنها را به بعد موکول کنید. بیایید واقع بین باشیم، ما انسانیم، نه ابر انسان!

ما میتوانیم یک روز با بهره وری بالا داشته باشیم اما هیچوقت نمیتوانید با راندمان ۱۰۰% کارهایمان را انجام دهیم (یعنی حتی یک دقیقه هم زمان پرت نداشته باشید! که غیرممکن است!) اما میتوانیم با افزایش بهره وری استفاده بیشتری از زمان مان ببریم.

بنابراین، قبول کنید که باید یک سری از کارهایتان را به بعد موکول کنید.

اما چه کارهایی؟ کارهای کم اهمیت، کارهایی که انجام آنها کمکی به تحقق اهداف تان نمیکند اما زمان تان را میگیرند و در بدترین شرایط حتی کارهایی مهمی که اضطراری نیستند.

هیچوقت زمان کافی برای انجام همه کارها نخواهید داشت. شما فقط زمان کافی برای انجام مهم ترین کارها خواهید داشت!

قانون اجبار بهره وری برایان تریسی ــ که در آن توصیه میکند شما در طول روز فقط کافیست بر روی ۱۰ کار مهمی که در آن روز باید انجام شوند، تمرکز کنید و زمانی که این ۱۰ کار مهم را به انجام رساندید، میتوانید لیست بعدی را تشکیل دهید. کارهای مهم چه کارهایی هستند؟

تمام کارهایی که شما را مستقیم یا غیرمستقیم به اهداف تان نزدیک میکنند که شامل کارهایی هم میشوند که سخت، عذاب آور و ناخوشایند هستند اما برای تحقق اهداف تان لازم هستند.

برای استفاده بهتر از زمان تان، همیشه این سوال را از خودتان بپرسید: «آیا میتوانم در حال حاضر استفاده بهتری از زمانم داشته باشم؟» و اگر پاسخ شما مثبت بود، سریعا مشغول کار بهتر که شما را به اهداف تان نزدیک تر میکند، شوید.

هدف اصلی مدیریت زمان و افزایش بهره وری این است که شما زمان بیشتری در اختیار داشته باشید تا با کسانی که دوست شان دارید و با انجام کارهایی که لذت میبرید بگذرانید!

اگر بخواهید بدانید چقدر خوشبخت هستید، کافیست سه فاکتور خوشبختی یعنی ثروت، سلامتی و روابط تان را زیر ذره بین بگذارید. کدام یک از این سه فاکتور شما نواقصی دارند که باید برطرف شوند؟ که البته هر نقصی، نیاز به زمان دارد.پس برای خوشبختی، شما باید زمانی را صرف کارهایی که دوست دارید. صرف گذران وقت با افرادی که دوست شان دارید. صرف چیزهایی که به شما انرژی، اشتیاق و احساس خوب میدهد بکنید.

علیرضا جعفری

مدیر وب سایت کسب و کار شما
مشاور کسب و کار در بندرعباس

نظر شما درباره «قسمت اول از سریال استارت موفقیت؛ برایان تریسی» چیست؟ منتظر شنیدن نظرات شما هستیم.

برای دانلود ویدئو ۱، اینجا کلیک کنید.

برای دانلود ویدئو ۲، اینجا کلیک کنید.

برای دانلود ویدئو ۳، اینجا کلیک کنید.

درباره علیرضا جعفری

علیرضا جعفری
علیرضا جعفری موسس وب سایت کسب و کار شما و مدرس و مشاوره در زمینه راه اندازی و بهبود عملکرد کسب و کار

همچنین بررسی کنید.

همدلی در کسب و کار (قسمت چهارم)

همدلی در کسب و کار (قسمت چهارم)

ابتدا یک مروری داشته باشیم از سه درس قبل. درس اول در مورد شناخت همدلی …

۲ پیام ها

  1. سلام
    لینک ها دانلود نمی شوند لطفا به فکر باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *